زن دستهایش را روی زندگی گرم میکند… منبع
«طلسم شکسته» داستان کوتاهی از استاد محمد دهقانی و یک خاطره! طلسم شکسته هرچه میکرد خوابش نمیبرد. اضطرابی موهوم وجودش را فرا گرفته بود. فکر امتحان...
رمان «دشمن عزیز» نوشتۀ جین وبستر: دعوت به مذهبی مبارزتر! آیدا گلنسایی: رمان دشمن عزیز نوشتۀ جین وبستر ادامۀ رمانِ جودی آبوت است. در این اثر...
دیدار آیزایا برلین با بوریس پاسترناک و صحبتهایی دربارۀ نوابغ و مایا کوفسکی آیزایا برلین: زمانی کسی گفته بود که هستند شاعرانی که وقتی شعر میسرایند...
بریدههایی بصیرتبخش از داستان «همنشینی با پائولا» نوشتۀ اروین یالوم یکی از جذابترین داستانهای کتاب مامان و معنی زندگی نوشتۀ دکتر اروین یالوم (ترجمۀ سپیده حبیب)...
بریدههایی از نمایشنامۀ «بچه» اثر نغمه ثمینی مرد چرا همۀ مهاجرهای کرد با شعر گفتن وقت میگذرونن؟ مینای اول چون چهار هزار سال تاریخ پشت ماست...
بریدههایی از کتاب «زیبا مثل ماگنولیا» دربارۀ زندگی و آثار فریدا کالو فریدا نخستین دیدار با همسر آیندهاش را اینگونه به یاد میآورد: آشنایی ما زمانی...
جملههای طلایی بختیار علی (نویسنده و متفکر کُرد) عدالت این نیست که دشمنت را بکشی، عدالت این است که دشمنت با شنیدن موسیقی تو به گریه...
جملههای تأثیرگذار
شازده کوچولوی اگزوپری سفر از انجیل تا رسالۀ عقل سرخِ سهروردی آیدا گلنسایی: شازده کوچولو[1] از زبان خلبانی روایت میشود که به دلیل خرابی هواپیمایش مجبور...
جودی آبوت: رمانی دربارۀ رذیلتِ فقر و فضیلتِ ثروت! آیدا گلنسایی: رمان «بابا لنگ دراز» نوشتۀ جین وبستر روایت دختری یتیم است که در پرورشگاه جان...
«غروب پروانه» نوشتۀ بختیار علی: هجرت از غربت به غربتی دیگر آیدا گلنسایی: پروانه دختر زیبایی لبریز از بیزاری از خفقانها و چارچوبها و فضاهای بسته...