چشمهای سگِ آبیرنگ نوشته مارکز آنوقت نگاهی به من انداخت. فکر کردم اول زن به من نگاه میکرده. اما بعد که پشت چراغ رویش را برگرداند...
بخشهایی از رمان چشمهایش سکوت مرگآسائی در سرتاسر کشور حاکم بود. همه خود را راضی قلمداد میکردند. روزنامهها جز مدح دیکتاتوری چیزی نداشتند بنویسند. مردم تشنۀ...
باران اثری از مایکل اورتگا
آیا دوباره تو را خواهم دید؟
اخوان و آفرینش شعر تنوع معمولاً در آثار شاعرانی که به زبان مختص و جهانبینی مشخص دست یافتهاند، دیده نمیشود. برای مثال در غزلیات مولوی و...
فعالیتهای ادبی مسعود کیمیایی وارد خانه اش که شدم، تابلوهای «حسین کاظمی » و «آیدین آغداشلو » چشم ها را نوازش میدادند. در یک سوی اتاق...
آن گاه که به عشق شیفته شویم
سرودههایی از لنگستون هیوز صابخونه، صابخونه سقف چیکه می کنه اگه یادت باشه هفته ی پیشم اینو بت گفتم. صابخونه، صابخونه این پله ها دخل شون...
سطرهایی از گفتوگوی ناصر حریری با احمد شاملو _ به عقیدۀ شما ادبیات اروپایی در شعر امروز ما بیشتر تأثیر گذاشته یا ادبیات قدیم خودمان؟ _...
سرکش و سرسبز و پیچنده گیاهی دیوارِ کهنهی باغ را فروپوشیده است. از این سو دیوار دیگر به جز جرزی از بهار نیست، که جراحاتِ...
باغ من آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛ با آن پوستین سرد ِ نمناکش باغ بیبرگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز...
دوستات میدارم بی… دوستات میدارم بیآنکه بخواهمات. سال گشتهگیست این که به خود در پیچی ابر وار بِغُرّی بیآنکه بباری؟ سال گشتهگیست این که...