مهدی اخوان ثالث
لحظاتی دور از روزمرگی: با مهدی اخوان ثالث
باغ من
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد ِ نمناکش
باغ بیبرگی
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامهاش شولای عریانیست
ور جز اینش جامهای باید
بافته بس شعلۀ زرتارِ پودش باد
گو بروید، یا نروید هرچه در هرجا که خواهد یا نمیخواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمیتابد
ور برویش برگ لبخندی نمیروید
باغ بیبرگی که میگوید که زیبا نیست؟
داستان از میوههای سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک میگوید
باغ بیبرگی
خندهاش خونیست اشکآمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن
پادشاه فصلها، پاییز
صص 90-89
لحظۀ دیدار
لحظۀ دیدار نزدیکست
باز من دیوانهام، مستم
باز میلرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های! نخراشی به غفلت گونهام را تیغ!
های، نپریشی صفای زلفکم را دست!
و آبرویم را نریزی دل!
ای نخورده مست
لحظۀ دیدار نزدیکست.
ص89
آواز کَرَک
«بده… بدبد… چه امیدی؟ چه ایمانی؟…»
«… کَرَک جان! خوب میخوانی
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد
چو بوی بالهای سوختهت پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش دردنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را ولکن دل به غم مسپار
کَرَک جان بندۀ دم باش…
«بده… بدبد… ره هر پیک و پیغام و خبر بستهست
نه تنها بال و پر، بالِ نظر بستهست
قفس تنگست و در بستهست
کَرَک جان! راست گفتی خوب خواندی، ناز آوازت
من این آواز تلخت را…
«بده…بدبد دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
دروغینست هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنۀ پیوند
من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
بشهر آواز خواهم داد
«بده…بدبد…چه پیوندی؟ چه پیمانی؟»
کَرَک جان! خوب میخوانی
خوشا با خود نشستن نرم نرمک اشکی افشاندن
زدن پیمانهای دور از گرانان هر شبی کنج شبستانی.»
صص 93-91
منبع
شعر زمان ما
(مهدی اخوان ثالث)
محمد حقوقی
نشر نگاه
چاپ شانزدهم
مطالب مرتبط
-
لذتِ کتاببازی9 ماه پیشسرودههایی از برتولت برشت
-
نمایشنامهنویسان9 ماه پیشدربارۀ «اوژن یونسکو» نمایشنامهنویس رومانیایی
-
لذتِ کتاببازی10 ماه پیشدربارۀ «آنچه میماند»: گزیدۀ سی شعر و شرح اشعار «فریدریش هُلدَرلین»
-
فروغ فرخزاد10 ماه پیشآیههای زمینی با صدای فروغ
-
لذتِ کتاببازی9 ماه پیشنگاهی به رمان دلبند اثرِ تونی موریسون
-
معرفی کتاب9 ماه پیشنگاهی به کتاب طوطی فلوبر نوشتۀ جولین بارنز
-
نوبلخوانی9 ماه پیشنام من سرخ اثرِ اورهان پاموک به چهار روایت
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی9 ماه پیشدو درس مهم برتراند راسل
