شعر باشکوه رکسانا سرودۀ احمد شاملو بگذار کسی نداند که چگونه من از روزی که تختههای کفِ این کلبهی چوبینِ ساحلی رفت و آمدِ کفشهای...
سرودههایی از نادر نادرپور برف و خون شب در آفاق تاریک مغرب خیمه اش را شتابان برافراشت آسمان ها همه قیرگون بود برف در تیرگی دانه...
چند رباعی از خیام نیشابوری 1) آن لعل در آبگینه ساده بیار و آن محرم و مونس هر آزاده بیار چون میدانی...
لحظاتی با اشعار سهراب سپهری
شرح دومین غزل از دیوان حافظ صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت...
1) 2) 3) 4) 5) 6) 7) 8) 9)
در غروبی ابدی سرودهای از فروغ فرخزاد روز یا شب؟ نه ای دوست غروبی ابدیست با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و...
1) برخیز بُتا بیار بهر دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم زان پیش که کوزهها...
سرکش و سرسبز و پیچنده گیاهی دیوارِ کهنهی باغ را فروپوشیده است. از این سو دیوار دیگر به جز جرزی از بهار نیست، که جراحاتِ...
قایق من چهرهام گرفته من قایقم نشسته به خشکی. با قایقم نشسته به خشکی فریاد میزنم: «وامانده در عذابم انداخته است در راهِ پر مخافتِ این...
الا یا ایها الساقی اَدِر کأساً و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کاخِر صبا زان طره بگشاید ز تاب...
«فروغ» به روایتِ «فریدونِ فرخزاد» دوست عزیز! امروز که به من گفتی راجع به فروغ برایت چیزی بنویسم، حرفت را درست نفهمیدم بعد که به خانه...