حال خوب
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد…

کافهکاتارسیس «هشتساله» شد
هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود. هدف از تأسیس این سایت ساده بود: میخواستیم زندگی شگفتی و شادیهای شریفش را برایمان از دست ندهد، میخواستیم با نور وجود ادبیات و دیگر حوزههای هنر، در اعماق ظلمت به جستوجوی آب حیات برخیزیم، به جستوجوی عشق اصیل و شعف ماندگار، میخواستیم آسمان و خاک در ما جریان یابند و از «بودن» غنی و سرشار شویم.
ما بر این باوریم که اگر تمام دنیا را تاریکی و تباهی بردارد، در انسان نیروی شکستناپذیری هست که ظلمت را میشکافد و میشکفد. زیرا انسان میتواند از واقعیت بزرگتر فکر کند و تحت هر شرایطی قلبش را پر نور نگه دارد، میتواند با نگاه به روحهای گداخته و جانهای شیفته رقصِ با هستی را بیاموزد و از تمام رنجهایش فراتر رود. کافهکاتارسیس همیشه شاخهگلی ماندن به رغم خار را شعار خود میداند.
این آبگیر کوچک پر از ماهیهایِ روشنایی و نیلوفرهایِ امید است، پر از انتظار شاد برای اتفاقهای باورنکردنی و غیرمنتظرهای که فقط در قلب انسان میتواند بیفتد. در اینجا گیلاسهایتان را از شعر و موسیقی پر میکنیم، تا دمی از روزمرگی فاصله بگیرید و هوایی تازه کنید.
سپاسگزاریم که با حضور همیشگی و لطف مدامتان فضای کافهمان را گرم و تابان میکنید.
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 ماه پیش
جملههایی از کتاب «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 روز پیش
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی4 هفته پیش
رفتارِ اپیکور در برابر مرگ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی4 ساعت پیش
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی2 هفته پیش
گوش دادن به شرم؛ برنه براون
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی5 ساعت پیش
جملههایی برای ادامه دادن…
-
لذتِ کتاببازی1 ماه پیش
نامهات رسید، دختر!
-
شعر جهان4 هفته پیش
شعری از پابلو نرودا برای «معصومه کریمی»