لذتِ کتاببازی
صحاری؛ شعر و صدا: محمد عارفیفر
صحاری؛ شعر و صدا: محمد عارفیفر
صحاری
صحاری؛ شعر و صدا: محمد عارفیفر
میگویم تا برای تو رنگهایی بگذارم
یکی اگر گفت: آنها دریاهایی هستند در سپیدهدم،
یکی اگر گفت: آنها آسمانهایی هستند در سپیدهدم،
یکی اگر گفت: آنها چشمهایی هستند در سپیدهدم،
نپذیر!
چراکه من
فقط میخواهم آنها “آبیهایی“ باشند
بیهیچ نام دیگر
و هیچ لحظههای دیگری.
من خواب بودهام
و نمیدانم این صفها برای چه به راه افتادهاند؟!
آیا این صفوف
صفهایی برای داشتن یک بلندی خلوتاند؟
اگر بشود از این گروه بزرگ وَ این اعداد ناقص بپرسی:
آیا حرکت
تا همیشه پایدار میماند یا نه؟
و اینکه در روز استقلال
کدامینشان آیا
زنجیرههای کهنهی توالی را اول پاره میکند،
چه میگویند؟
آیدا!
صحاری چیست؟
چه نام زیبایی دارد
چه نام زیبایی!
مترها ثابتاند
و آدم بهتر است اندازهی همهچیز را
دوباره با دستهایش مرور کند
آدم بهتر است دوباره نامه بنویسد
دوباره بر قلهها بنشیند
و دوباره با تصوّری آیینی از عقابها زندگی کند.
آدم بهتر است
قبل از آنکه در خاکهای رویاننده فرو برود
نام چند گیاه خودرو را بداند
نام چند نغمه از موسیقی محرمانهی تنهایی را بداند
و بداند این زندان
در روزهای آرام
کوچکتر از همیشه است.
من خواب بودهام
اما میدانم
و او که از روش بادها میداند را نمیشود
به تکان دادنهای بیهوده
و چندبارهی این پردههای ابریشمی
راضی کرد.
آیدا
صحاری یعنی دشتها.
(از مجموعهای منتشر نشده)
مطالب بیشتر
1. شعری از محمد عارفیفر با صدای او
2. شعر کاک خسرو سرودۀ الیاس علوی با صدای محمد عارفیفر
3. شعری از لورکا با صدای محمد عارفیفر
4. اخراج؛ شعر و صدا: آیدا گلنسایی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 ماه پیش
جملههایی از کتاب «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی3 روز پیش
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 ماه پیش
رفتارِ اپیکور در برابر مرگ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 روز پیش
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی3 هفته پیش
گوش دادن به شرم؛ برنه براون
-
لذتِ کتاببازی1 ماه پیش
نامهات رسید، دختر!
-
شعر جهان4 هفته پیش
شعری از پابلو نرودا برای «معصومه کریمی»
-
تحلیل داستان و نمایشنامه4 هفته پیش
نگاهی به رمان «بچهآهو» اثر ماگدا سابو