با ما همراه باشید

تحسین برانگیزها

مستند«مریم میرزاخانی»؛ «ملکۀ ریاضی جهان»

منتشر شده

در

 

برخی آدم‌ها از جنس روزمرگی نیستند.

آن‌ها محال‌ها را دست می‌اندازند و نشان می‌دهند یأس چقدر واژۀ حقیری است.

نقطه‌ای که ما آدم‌ها به آن خیره می‌مانیم می‌تواند خیلی مرتفع‌ باشد.

مثل نگریستن به آنچه که «مریم میرزاخانی» می‌کند.

تنها زن جهان که نوبل ریاضی می‌گیرد،

آن هم در شرایطی که دارد در برابر بیماری مهلک سرطان از پا درمی‌آید.

مریم میرزاخانی

هدیۀ مریم میرزاخانی به تمام زنانِ هرکجا (و برای تمام انسان‌ها)

اعتماد به نفس و دست نکشیدن از بزرگترین رؤیاهاست.

به قول «آساره جعفری»:

«فقیر است آنکه رؤیایی ندارد یا رؤیاهایش بچگانه نیستند!

زیرا رؤیاهای بچگانه، بزرگترین و باورناپذیرترین رؤیاهایند.»

 

آنچه «مریم میرازاخانی» با خود آورد

اصالت دادن به وقار، سادگی، دوری از هیاهو، تلاش، پشتکار و نهایتا امید بود.

او نامی است که بشریت هرگز از خاطر نخواهد برد.

سطرهایی از شعر «مرثیه» که به یاد ایشان سروده‌ام :

مریم میرزاخانی

«صدای هق هق هندسۀ ریمانی

صدای ضجۀ ریاضیاتی که چیزی جز یک ریاضت محض نبود

و سوگواری انتگرال

اعداد دیوانه چقدر دور خودتان می‌گردید

وقتی ساحل به سبک خود نهنگ را حل کرد

و صورت مسئله بی‌پاسخی آن سیب را به اساطیر پس داد

دیگر چیزی مرا نمی‌ترساند

نه رفتار خشک بیابان با بوته‌هاش

نه ناخن‌خشکی ِ کلمات

نه مراسم تدفین درخت‌های حیات

خورشیدم

تو را چه به نشخوار خاموشی؟

تو که خواهر آبشارهای بی‌شماری بودی

طبیعی است که مرا نمی‌شناسی

مگر چه نسبتی می‌توان داشت با شکوفه‌های توت؟

و فامیل چه کسی است برف و آفتاب؟

 

از دریچه کوچه پیداست

و کودکان _این خط فاصله‌های بین حوادث_

تاب بسته‌اند بر دو تاریکی

دیگر چیزی مرا نمی‌ترساند

حتا ارواح ملافه به سرِ سرگردان

 

خورشیدم

شک به ریشه‌هایم رسید

دیگر پشت کدام صورتک

کم‌آوردنم را کتمان کنم؟

و باز مزرعه‌ای شوم

که تا سررسیدن داس

دست به هیچ کار احمقانه‌ای نمی‌زند

چگونه تحمل کنم زمختی زمانی را

که جلویم ریش‌هایش را شانه می‌کشد و می‌گوید

منظوری نداشته است از گذشتن

 

کاش این روشنایی فروکش می‌کرد

وقتی درد

تمام مدت درد

تو را به شکل کهکشان‌های ریز و درشتی درمی‌آورد.

لبخند را از صورتم بیرون می‌ریزم

شکست عاطفی خورده است شب

که متحد شده است با خاموشی

و دیگر به ماه نگاه هم نمی‌کند.»

(شعر مرثیه/ کافه کاتارسیس)

(آیدا گلنسایی)

 

مطالب مرتبط

  1. ادای احترام به یک زندگی تأثیرگذار
  2. دربارۀ مریم میرزاخانی
  3. از تاختن به ریاضی تا تقدیم کتاب به یک ریاضیدان

 

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها