موزه گردی
نگاهی به نقاشیهای «سهراب سپهری»/ بخش دوم

در قسمت اول نقاشیهای این شاعر شهیر کاشانی بیست و هفت اثر نقاشی او را با هم دیدیم. و اینک ادامهی این گلگشت در جهانِ تصاویر او.
نقاشیهای سهراب سپهری
1)
2)
3)
4)
5)
6)
7)
8)
9)
10)
11)
12)
13)
14)
15)
16)
17)
18)
19)
20)
21)
22)
23)
24)
25)
26)
27)
28)
هم سطر، هم سپید
صبح است.
گنجشک محض میخواند
پاییز، روی وحدت دیوار
اوراق میشود.
رفتار آفتاب مفرح
حجم فساد را
از خواب میپراند:
یک سیب
در فرصت مشبک زنبیل
میپوسد.
حسی شبیه غربت اشیا
از روی پلک میگذرد.
بین درخت و ثانیهی سبز
تکرار لاجورد
با حسرت کلام میآمیزد.
اما ای حرمت سپیدی کاغذ
نبض حروف ما
در غیبت مرکب مشاق میزند.
در ذهن حال، جاذبهی شکل
از دست میرود.
باید کتاب را بست.
باید بلند شد
در امتداد وقت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنید.
باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید
باید نشست
نزدیک انبساط
جایی میان بیخودی و کشف.
وقت لطیف شن
باران اضلاع فراغت را میشست
من با شنهای
مرطوب عزیمت بازی میکردم
و خواب سفرهای منقش میدیدم.
من قاتی آزادی شنها بودم
من دلتنگ بودم
در باغ یک سفرهی مأنوس پهن بود.
چیزی وسط سفره، شبیه
ادراک منور:
یک خوشهی انگور
روی همهی شایبه را پوشید.
تعمیر سکوت
گیجم کرد
دیدم که درخت، هست.
وقتی که درخت هست
پیداست که باید بود
باید بود
و رد روایت را
تا متن سپید دنبال کرد
اما ای یأس ملون!
مطالب مرتبط
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 ماه پیش
جملههایی از کتاب «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی2 روز پیش
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی4 هفته پیش
رفتارِ اپیکور در برابر مرگ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی21 ساعت پیش
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی3 هفته پیش
گوش دادن به شرم؛ برنه براون
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی21 ساعت پیش
جملههایی برای ادامه دادن…
-
لذتِ کتاببازی1 ماه پیش
نامهات رسید، دختر!
-
شعر جهان4 هفته پیش
شعری از پابلو نرودا برای «معصومه کریمی»