داستان/ رمان ایرانی
فلسفهی مقاومتِ خاموش
فلسفهی مقاومتِ خاموش
خیال دارم پیشنهاد راه انداختن یک دانشگاه غیرمتمرکز فرش را هم بدهم. فقط برای بانوان خانهدار. فقط. جلسات آموزش سریع بافندگی و طراحی فرش، و بعد، دادن امکانات به تمام زنانی که دورهی نخستین را با پیروزی گذراندهاند. امکانات، در خانه. هزاران هزار زن، در اوقات فراغت خود، آهسته آهسته قالیچه میبافند، و هر قالیچهای که تمام میکنند و تحویل دانشگاه میدهند، در حکم چند واحد درسیست که به پایان رساندهاند؛ و به جای آنکه شهریه بپردازند، دستمزدی هم میستانند. فکرش را بکن که چه غوغایی میشود! زنان تحصیلکرده و فرهیخته، دیگر، زمانکشی نمیکنند و در بطالت لحظهها فرونمیروند و بیکارگی آنها را گرفتار سرخوردگی نمیکند. موظف هم نیستند که کار را در زمان معینی تمام کنند و تحویل بدهند. در این باب خیلی فکر کردهام. فرش، مظهر صبوری ماست؛ صبوری ملتی که هرگز تسلیم نمیشوند، و هرگز به بد، رضا نمیدهد. فرش، فقط زیبایی نیست، فلسفهی مقاومت خاموش و چند هزارسالهی یک ملت است_ همراه با زمزمهای ملایم، که خاموشی را تعریف میکند.
منیع

یک عاشقانهی آرام
نادر ابراهیمی
صص160-161
مطالب مرتبط
-
لذتِ کتاببازی5 روز پیشسرودههایی از برتولت برشت
-
نمایشنامهنویسان14 ساعت پیشدربارۀ «اوژن یونسکو» نمایشنامهنویس رومانیایی
-
لذتِ کتاببازی3 هفته پیشدربارۀ «آنچه میماند»: گزیدۀ سی شعر و شرح اشعار «فریدریش هُلدَرلین»
-
فروغ فرخزاد2 ماه پیشآیههای زمینی با صدای فروغ
-
نوبلخوانی2 هفته پیشنام من سرخ اثرِ اورهان پاموک به چهار روایت
-
تحلیل نقاشی3 ماه پیشدرنگی در جذابترین نقاشیهای پاییزی
-
گفتوگو1 روز پیشبرایان مگی در صحبت با آیریس مرداک
-
تحلیل نقاشی1 هفته پیشدرنگی در نقاشی «سوم ماه می 1808» اثر فرانسیسکو گویا
