با ما همراه باشید

تحلیل داستان

واکاوی داستانِ خانه‌ی آرزو

منتشر شده

در

واکاوی داستانِ خانه‌ی آرزو

* دوست عزیز برای مطالعه‌ی این بخش

لازم است ابتدا خلاصه‌ی داستان را بخوانید.

واکاوی داستان خانه‌ی آرزو

خانه‌ی آرزو نوعی تلاش برای معنا دادن

به مصایب و آلام زندگی است.

در ابتدای داستان می‌بینیم

خانه‌ی خانم اشکرافت جایی است که دائم در بیرون آن

صدای عبور اتوبوس می‌آید.

داستان با القای رفتن و گذشتن آغاز می‌شود.

صدای اتوبوس‌های تفریحی مانند زنگی است

که هر بار رفتن و عبور را متذکر می‌شود.

خانم اشکرافت زنی عاطفی با عشق‌هایی مازوخیستی است.

گاه عاشق مردی متاهلی می‌شود و با زن وی درگیر می‌گردد

و گاه به مردی دل می‌بازد که وابسته به مادرش است و او را ترک می‌کند.

گویی او دریافت نکردن و محرومیت عاطفی را حق خود  می‌داند

و به عشق خودآزارانه نگاهی ارزشی دارد که انگار نوعی محک برای تحمل

و صبوری وی است.

او در خانه‌ی آرزو درد و بلای معشوق را برای خود می‌خواهد.

مرد به او بی‌رغبت است و زن به جای دو نفرشان دوست می‌دارد

و فکر می‌کند با فداکاری در راه عشقی که اصلا محقق هم نشده

اجر نصیبش می‌شود.

خانم اشکرافت زنی عامی است.

بنابراین طبیعی است نویسنده

عشقی را که حاصل آگاهی است

و در آن تعهد و دلسوزی و احترام و دانایی

وجود دارد به تصویر نمی‌کشد

زیرا این نوع از عشق‌ها حاصل ممارست و دانش است

و با شخصیت ساده و سطحی خانم اشکرافت جور درنمی‌آید.

حال و هوای داستان خانه‌ی آرزو و عشق یک طرفه‌ای

که اریک فروم آن را نه عشق

که پیوند تعاونی می‌نامد بسیار شبیه عشق‌های توصیف شده

در سبک ادبی عراقی است.

سبکی که معشوق همه چیز است و عاشق مقامی دون دارد.

این داستان محتوایی شبیه این بیت‌ها از حافظ و سعدی دارد.

(حافظ)

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گردن نهادیم الحکم لله

و (سعدی)

چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی

مطلب مرتبط

  1. درباره‌ی رُدیارد کیپلینگ

ا

 

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها