با ما همراه باشید

شعر جهان

در ستایش فراموشی

منتشر شده

در

در ستایش فراموشی

در بخش «مطالعات روزانه» قصد داریم برای پرهیز از خواندن کتاب‌های بی‌منبع

که به خاطر نقل‌قول‌های دائم و بی‌دقت اشتباهات زیادی در آن‌ رخ می‌دهد،

هر کتاب را با ذکر دقیق شماره صفحه، نام نشر و نوبت چاپ بیاوریم.

از دیگر سو زندگی در جهان مجازی دارد به آب رفتن ادبیات و تقلیل یافتن آن منجر می‌شود.

برای جلوگیری از این امر ما غالبا شعر بلند شاعران را به صورت کامل به اشتراک می‌گذاریم

تا تسلیم بی‌حوصلگی جمعی نشویم.

  • تأکید ما بر مطالعه‌ی خودِ کتاب و استشمام بوی نجیب کاغذ است.

………………………………………………………………………………………………….

در ستایش فراموشی

چه خوبست فراموشی!

گر جز این بود، پسر چگونه باید دل می‌کند

از مادری که شیرش داده؟

که به اندامش نیرو می‌دهد و

بازش می‌دارد از آزمودن.

یا شاگرد چگونه دلش یارا می‌کرد

ترک آموزشگاری بگوید

که دانش به او بخشیده؟

همین که دانش عطا شد

شاگرد ناگزیرست به راه خود برود.

ساکنان تازه

به خانه‌های قدیمی اسباب می‌کشند

اگر سازندگانش هنوز

در آن می‌زیستند

اکنون خانه چه تنگ و تُرش بود

اجاق گرم می‌کند

دیگر کسی اجاق‌ساز را نمی‌شناسد.

پاره‌ی نان هم خیش‌کار را نمی‌شناسد.

بی‌فراموشیِ شبِ رد گم‌کننده

آدمیزاد، چگونه صبحگاه قد بیافرازد؟

چگونه می‌تواند

آن که شش بار زمین خورده

بار هفتم برخیزد؛

زمین سنگلاخ را شخم زند،

و پرواز کند بر دامن آسمان پر خطر؟

ناتوانی حافظه

به آدمی نیرو می‌بخشد.

 

منبع:

کتاب هرگز مگو هرگز

کتاب هرگز مگو هرگز

ترجمه علی عبداللهی

و دکتر علی غضنفری

چاپ پنجم

صص144-142

نشر گل‌آذین

…………………………………………………………….

 

مطالب مرتبط

  1. نگاهی به شعرهای برتولت برشت

آیدا گلنسایی هستم. متولد کرمانشاه و دانش آموخته‌ی زبان و ادبیات فارسی در سه دانشگاه ِ تهران (لیسانس)، علامه‌طباطبایی (فوق لیسانس) و الزهرا (دکتری). زمینه‌ی تخصصی من «ادبیات معاصر فارسی و عربی» و تحلیلِ مقایسه‌ای اشعار «احمد شاملو» و «نزار قبانی» است.

برترین‌ها