با ما همراه باشید

تحلیل داستان

صحبت‌های قیصر امین‌پور دربارۀ صادق هدایت و داستانِ داش آکل سرِ کلاس

منتشر شده

در

صحبت‌های قیصر امین‌پور دربارۀ صادق هدایت و داستانِ داش آکل

صحبت‌های قیصر امین‌پور دربارۀ صادق هدایت و داستانِ داش آکل

(به مناسبت تولد استاد قیصر امین‌پور)

نگاهی به چند صفحه از جزوۀ درس «ادبیات نثر معاصر»

داستان مورد بحث: داش آکل صادق هدایت

1. اشکال طرحی: در این داستان اشکال طرحی وجود ندارد. باتوجه به اینکه این تیپ قلندران عواطف شخصی را بر عرف اجتماعی گروه ترجیح نمی‌دهند. زنجیرۀ علّی و معلولی خوب به هم ربط دارد. (این دو هم را دوست دارند، داش آکل و مرجان. پدر مرجان او را به داش آکل سپرده که پهلوان است. پس چرا داش آکل او را به دست یک پیرمرد زشت وامی‌گذارد؟ اشکال طرحی وارد نیست چون باید از دیدگاه داش آکل نگاه کرد. آزاد، رها، بی‌قید و بند که نمی‌خواست بند این قضایا شود. امانتدار پدر مرجان بود بنابراین مجبور شد اهل حساب و کتاب شود. مردم او را در بالاکشیدن ثروت پدر مرجان مؤثر می‌دانستند اگر با مرجان ازدواج می‌کرد (قابل قبول می‌شد این فرضیه آن‌وقت)

2. زاویۀ دید: سوم شخص بود. انتخاب خوبی هم بود. چون داستان عامیانه است و در داستان‌های عامیانه از سوم شخص استفاده می‌کنند. اگر زاویۀ دید مرجان بود، داستان ضربۀ نهایی را از دست می‌داد. زیبایی داستان در گرو ضربۀ پایانی است. البته پایان خیلی هم کوبنده نبود چون خواننده در حین داستان متوجه این علاقۀ داش آکل به مرجان می‌شد فقط انتقال آن به مرجان ضربۀ داستان بود.

توجه 1:

داستان‌های لطیفه‌وار بیشتر به چه شدن متکی‌اند نه چگونگی. (یکبار که بشنوی دیگر آن جذابیت را ندارند) اما داستان‌های چگونگی جاودان‌ترند.

توجه 2:

هدایت یکی از داستان‌های فولکوریک را امروزی کرده (دراماتیزه) و به شکل داستان‌های امروزی یعنی درون‌مایه و فضا رنگ و بوی داستان‌های حکایی و روایی قدیم را دارد اما شگرد داستان‌نویسی امروزی است.

پراپ در تحقیقاتی که دربارۀ قصه‌های عامیانه کرده به این نتیجه رسیده که همۀ قصه‌ها یک نیروی خیر و یک شر دارند. داش آکل هم درگیری درونی و بیرونی دارد. در بیرون دو نبرد وجود دارد میان داش آکل و کاکا رستم. در درون هم میانِ داش آکل پهلوان و داش آکل عاشق.

داش آکل پهلوان نمایندۀ گروه لوطی‌هاست که سنتی دارند که حفظ آن سنت بر عواطف درونی ارجح است. در این داستان، درگیری بین عواطف درونی و سنت‌های اجتماعی که به آن طبقه تعلق دارد به تصویر درمی‌آید.

توجه 3:

این داستان خیلی سنتی و شرقی و بومی است. با یک نگاه عاشق شدن/ زن از پشت پرده با یک نگاه عاشق می‌شود اما یک درگیری در زیر داستان هست.

صحنه‌پردازی‌ها در جاهایی که لازم بوده، جزیی شده است و به لحظه‌ها پرداخته. لکنت زبان کاکا رستم بیانگر شخصیت و تزلزل شخصیتی اوست. در صحنه‌ها هم، عناصر مکانی هست و هم زمانی. هم اشیاء و تزئینات.

قهرمان‌ها تیپیکال هستند: یعنی شخصیت‌ها فقط یک شخصیت نباشند. یعنی پرسوناژ و شخصیتی که منعکس‌کنندۀ خصایص یک گروه است. ویژگی‌های منحصر به فرد ندارند: مثل حاجی آقای هدایت.

کاکا رستم: نمودی از تمام پهلوان پنبه‌ها که ادای قهرمانان را درمی‌آورند. داش آکل: قهرمان اصلی داستان که به ضعیفان کمک می‌رساند.

جمع‌بندی

داش‌آکل، لاله، چنگال و سه قطره خون مهمترین‌ها هستند. عشق و دلبستگی شدید قهرمانان به کسی که به دلایل مختلف نمی‌تواند به معشوق برسد. در داش آکل، حس پدری و آزادگی مرد مانع از آن می‌شود که عشق خود را بروز دهد. در داستان لاله پدر و فرزندی. در داستان چنگال خواهر برادری. حس محرم‌آمیزی که باعث می‌شود قهرمان بین دو قطب مهجوری و مشتاقی گیر کنند و شرایط را برای کُشتن خود یا معشوق فراهم سازد که خودکشی یا کشتن معشوق فرقی ندارد.

به نظر من (دکتر امین‌پور) این‌ها نمادین است. این کسوت. می‌خواهد بگوید این کسوت‌ها دیگر کهنه شده، دیگر از مُد افتاده. این داستان نقطۀ پایانی است بر سنت‌های این کسوت‌ها. مرگ داش آکل، مرگ یک آیین است. این آیین‌ها سرآمده. طوطی هم بیانگر همۀ احساسات سرکوب شدۀ داش آکل و هدایت است. این‌ها داستان را از سطح یک داستان معمولی بالاتر می‌برد.

صحبت‌های قیصر امین‌پور دربارۀ صادق هدایت و داستانِ داش آکل سرِ کلاس

مطالب بیشتر

  1. آدم‌ها مثل کتاب‌ها هستند
  2. اشعاری از گل‌ها همه آفتابگردانند
  3. سروده‌هایی از قیصر امین‌پور
  4. گفتگویی کوتاه با قیصر امین‌پور
  5. قیصر امین‌پور به روایت شاگردانش

 

 

 

 

برترین‌ها