یادداشت
هیچ مسابقهای در کار نیست…

هیچ مسابقهای در کار نیست…
روزی که آموختیم
نه بالاتر از دیگرانیم نه پایینتر
و هیچ مسابقهای در کار نیست
بلکه فقط قدمزدنی صمیمانه کنار همدیگر است و تجربه
روزی که پذیرفتیم رنجها
چیزی نیست جز شکل دیگری از شادی
و نسبت به دیگران احساس شفقت و مسئولیت کردیم
هیچ جای نگرانی نمیماند
زیرا ما
زندگی را به تمامی زیستهایم.
مطالب بیشتر
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 ماه پیش
جملههایی از کتاب «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی2 روز پیش
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی4 هفته پیش
رفتارِ اپیکور در برابر مرگ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی21 ساعت پیش
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی3 هفته پیش
گوش دادن به شرم؛ برنه براون
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی21 ساعت پیش
جملههایی برای ادامه دادن…
-
لذتِ کتاببازی1 ماه پیش
نامهات رسید، دختر!
-
شعر جهان4 هفته پیش
شعری از پابلو نرودا برای «معصومه کریمی»