درنگی در رمان «جمشیدخان عمویم، که باد همیشه او را با خود میبرد» نوشتۀ بختیار علی آیدا گلنسایی: جمشیدخان مرد استثنایی و متفاوتی است. او در...
نظر دکتر محمد دهقانی دربارۀ مجموعه شعر «سماع در سنگستان» سرودۀ آیدا گلنسایی “سماع در سنگستان” نام مجموعه شعر تازۀ دکتر آیدا گلنسایى است. او هم...
شعر زیبایِ «بدون اغراق دربارۀ مرگ» سرودۀ ویسواوا شیمبورسکا بدون اغراق دربارۀ مرگ شوخی سرش نمیشود، ستارهها، پلها نساجی، معادن، کشت و زرع کشتیسازی و...
جملاتی برای ادامه دادن…
«یک بازی تازه» شعری از مجموعۀ «سماع در سنگستان» یک بازی تازه نه اینکه بلد نبود سیلاب گلآلود را یا فکرش قد نمیداد به باتلاق سیاست...
بریدههایی...
رمانِ زوربای یونانی: روایتِ بیگناهی مقدّس آنکس که بر خود میبخشاید! آیدا گلنسایی: رمان زوربا[1] نوشتۀ نیکوس کازانتزاکیس که با ترجمۀ هنرمندانۀ محمد قاضی به فارسی...
غزل «مرده بُدم، زنده شدم» سرودۀ مولانا با صدای پیرایه یغمایی
«پدربزرگ» شعر و صدا: وحید عیدگاه طرقبهای منبع من هم یکی از شمایم وحید عیدگاه طرقبهای نشر مروارید چاپ دوم مطالب بیشتر دکتر محمد دهقانی:...
میخواستم جنگلی شوم و تبر را تبرئه کنم… وجه اشتراک کنار یکدیگر راه میرویم دستان همدیگر را میگیریم عکسها اسنادی هستند که رسمیت ما را اثبات...
ردیابی ضربالمثل «آن گربۀ معو کن بابا برای تو» در شعر وحشی بافقی
«برادرم برشت» شعر و صدا آیدا گلنسایی برادرم برشت میخواهی بخندانیام شاید دربیایم از سیاه حواسم را پرت میکنی به درّههای پر گیاه به جشن رنگها...