قسمتهایی از داستان«سقوط» اثرِ «آلبر کامو» من هرگز شب از روی پل نمیگذرم. این نتیجهی عهدی است که با خود بستهام. آخر فکرش را بکنید که...
برای روسپیان؛ شعر و صدا: آیدا گلنسایی روی میز، کمی مه ته کاسهی کوهستان ماسیده بود ماه که میدانست آسمان رنگینکمانی زیر سر دارد روی صندلیاش...
جملاتی دلنشین و تأمل برانگیز
«بنزها» شعر و صدا: آیدا گلنسایی بنزها بنزها جادّهها را سر میکشند دوچرخهها اندوه را آهستهتر پا میزنند کاش این چراغهای قرمز میتوانستند تاریکی را...
پشیمانم کن؛ شعر: عباس صفاری، صدا: محمد عارفیفر دانلود شعر مطالب بیشتر 1. عاشقانهای از محمد عارفیفر با صدای او 2. صحاری؛ شعر و...
له دوای خنکانی حهلهبچه حلبچه که نفسش برید سکالایێکی دریژم …. شکواییهای بلند… نووسی بۆ خوا به خدا نوشتم بهر له خهلکی بۆ درهختێکم خوێندهوه قبل...
بادآورده شعری از مجموعۀ کافهکاتارسیس باد آورده
«توهم توطئه» شعری از آیدا گلنسایی با صدایِ او توهم توطئه آسمان را از روی سینهام بردارید وقتی موجها به ساحل میرسند و نهنگِ بیانگیزهایست...