شعر جهان
عاشقانههای شعر کُرد

شیرکو بیکس
(سلیمانیه، کردستان عراق 1940)
1) رویش شعر
باران که آمد
گلی در خانهام رویید
آینهای تمام قد به خانهام داد
شانهای به موهایم بخشید
عزیزکم
تو که آمدی
گل و آینه و شانه را بردی
و شعری به من سپردی!
ص 15
2) عشق تو
به باد میمانی
شعله نکشیده خاموشم میکنی
به باد میمانی
زبانه کشیده گُر میگیرم از وزیدنت
ص 16
عبدالله پشیو
(کردستان عراق، بیرکوت 1945)
1) حلقه
بدون تو نقطهای حیرانم
در وسعت این دایره
با تو
گردی جهان
گرداگرد من جمع میشود
کوچک میشود
و چون حلقهای انگشتم را میپوشاند!
ص 19
2) بازگشت
میدانم تو بازمیگردی
قسم به شرافتم که بازمیگردی
تو بازمیگردی
حتا اگر تمام دروازهها را ببندند
هر طلوع به آسمان نگاه میکنم
تا تو چون مرغی افسانهای
به کنارم پر کشی
میدانم تو باز میگردی
قسم به شرافتم که بازمیگردی
حتا اگر تمام آسمان را گله به گله بپوشانند
به آن سوی دیوار نگاه میکنم
تا تو
_چون درختی افسانهای_
به حیاطم پر کشی
ص 21-22
3) سیب
سیبم را دو پاره میکنم
نیمی تو و
نیمی من
لبخندم را دو پاره میکنم
نیمی تو و
نیمی من
غمم را به تو نمیدهم
به مثابۀ بازپسین نفسی به سینه میگذارمش
ص 20
لطیف هملت
(کرکوک 1947)
1) آفرینش کوچک
شاخه گلی بودم در خواب!
دخترکی
مرا از ساقه جدا کرد و
لابلای کتابش پنهانم کرد
ص33
2) بخشش
خانۀ کوچکمان
درخت گردوی توی حیاطش
ماشین درب و داغانمان
ساعت سوئیسیام
حتا کت و شلوارم (که آنهمه دوستش دارم)
همه فدای آن گل سر لیموئیات!…
ص 36
فرهاد پیربال
(1961_ هولیر، عراق)
1) چند خط
یک بازی…
چند دختر…
چند مسیر…
و چند حرف…
ص 39
2) گلواژه
حرفهایم همه میرسند به تو
همه حرفهایم به تو میرسند
به تو میرسند همه حرفهایم
میرسند به تو حرفهایم همه
ص 40
منبع
عاشقانههای شعر کرد
ترجمه آرش سنجابی
نشر ثالث
مطالب مرتبط
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 ماه پیش
جملههایی از کتاب «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی2 روز پیش
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی4 هفته پیش
رفتارِ اپیکور در برابر مرگ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی8 ساعت پیش
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی2 هفته پیش
گوش دادن به شرم؛ برنه براون
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی9 ساعت پیش
جملههایی برای ادامه دادن…
-
لذتِ کتاببازی1 ماه پیش
نامهات رسید، دختر!
-
شعر جهان4 هفته پیش
شعری از پابلو نرودا برای «معصومه کریمی»