با ما همراه باشید

لذتِ کتاب‌بازی

نگاهی به کتاب «سرگرمی تا سرحد مرگ» اثر نیل پُستمن

نگاهی به کتاب «سرگرم‌کردن خود تا سرحد مرگ» اثر نیل پستمن

لورا میلر، اسلیت—هرازگاهی کتابی دانشگاهی به اثری پرفروش تبدیل می‌شود. در سال ۱۹۷۹ همه دربارۀ فرهنگ خودشیفتگی کریستوفر لش سخن می‌گفتند و، در ۱۹۸۷، بسته‌شدن ذهن آمریکایی اثر آلن بلوم در مرکز توجه بود. سال گذشته نیز نسل مضطرب نوشتهٔ جاناتان هایت سرنوشت مشابهی پیدا کرد. معمولاً چنین آثاری زمانی مطرح می‌شوند که نگرانی عمومی دربارهٔ یک فناوری یا ایدئولوژی خاص به اوج می‌رسد، اما درست همان ویژگی‌ای که سبب موفقیتشان می‌شود، یعنی ارتباط عمیق با زمانه، اغلب باعث فراموشی سریعشان نیز خواهد شد. بااین‌همه، کتاب سرگرم‌کردن خود تا سرحد مرگ اثر نیل پستمن، با گذشت چهل سال از انتشار، همچنان پرخواننده است، هرچند موضوع اصلی آن، تلویزیون، دیگر رسانهٔ تعیین‌کننده‌ای به شمار نمی‌آید. این کتاب همچنان موضوع بحث و گفت‌وگو در رسانه‌های گوناگون است، از پادکست‌ها گرفته تا یادداشت‌ها.

شاید پرشورترین مدافع این کتاب ازرا کلاین در نیویورک‌تایمز باشد که در سال ۲۰۲۲ آن را «پیشگویانه» خواند و تأکید کرد این اثر او را متقاعد ساخته است که «رسانه همان پیام است»، ایده‌ای که نخستین بار مارشال مک‌لوهان مطرح کرد اما به باور کلاین در کتاب پستمن بسیار شفاف‌تر بیان شده است. زیدی اسمیت نیز پستمن را «نابغه‌ای پیشگو» می‌داند و به هر کسی که می‌شناسد نسخه‌ای از کتاب را هدیه می‌دهد. جی کسپین کنگ، نویسندۀ نیویورکر، نخستین ستون خود را با الهام از پستمن «بحث‌کردن تا سرحد مرگ» نامید. گل بکرمن در آتلانتیک این کتاب را اثری توصیف کرده که شیوهٔ تفکر او را دگرگون ساخته است. و درنهایت، کاتا پولیت در نیو ریپابلیک اذعان داشت که هرچند در ابتدا کتاب را صرفاً موعظه‌ای دربارهٔ گذشته می‌پنداشت، اکنون بر این باور است که پستمن به نکته‌ای بسیار مهم اشاره کرده است.

نقطۀ مرکزی استدلال پستمن این است که هر رسانهٔ تازه‌ای فرهنگ را بازسازی می‌کند. رسانه‌ها صرفاً حامل پیام نیستند، بلکه شکل اندیشیدن، مفهوم دانایی و قالب‌های بیان حقیقت را تعیین می‌کنند. به‌زعم او، در دهۀ ۱۹۸۰ فرهنگ آمریکا از الگوی نوشتار، که بر نظم منطقی و استدلالی استوار بود، به‌سوی تلویزیون حرکت می‌کرد که تابع الزامات نمایش بود. حتی برنامه‌های آموزشی نیز از منطق تبلیغات تلویزیونی تبعیت می‌کردند و آموزش را به سرگرمی تقلیل می‌دادند.

پستمن بیش از همه از اخبار تلویزیونی انتقاد می‌کرد. به نظر او، عبارت «و حالا… این» که گویندگان اخبار مکرر به کار می‌بردند نشانه‌ای بود از گسست، نبودِ پیوند و زمینۀ معنادار میان گزارش‌ها. او معتقد بود این شیوهٔ ارائه، که ریشه‌اش به دوران تلگراف بازمی‌گشت و با تلویزیون تکمیل شد، مخاطب را به مصرف اطلاعاتی عادت می‌داد که هیچ ارتباطی با زندگی، کنش یا واقعیت ندارد: خبرهایی بی‌زمینه، بی‌پیامد و بی‌اهمیت که تنها کارکردشان سرگرمی است.

امروزه شبکه‌های اجتماعی جای تلویزیون را گرفته‌اند، اما توصیف پستمن همچنان صدق می‌کند. رسانه‌های اجتماعی به‌سبب ساختارشان انسجام، دقت و زمینه‌مندی را ناممکن می‌سازند. شان ایلینگ نیز در گفت‌وگویی با ازرا کلاین بر همین نکته تأکید کرده است: مک‌لوهان به ما آموخت که فقط به محتوای بیان‌شده توجه نکنیم بلکه شیوهٔ بیان را هم ببینیم، و پستمن هشدار داد که همین شیوهٔ بیان تعیین می‌کند چه چیزی اصلاً قابل‌بیان است.

در جهانی که رقابت برای جلب توجه هر روز شدیدتر می‌شود، رسانه‌ها به‌طور طبیعی به‌سوی اغراق، تحریک و مشاجره گرایش پیدا می‌کنند. مشارکت در جدل‌های شبکه‌های اجتماعی به کاربر حس فعالیت سیاسی می‌دهد، درحالی‌که بیشتر به سرگرمی شباهت دارد. این مشارکت نه‌تنها مسئله را مهار نمی‌کند، بلکه به گسترش آن دامن می‌زند. پستمن دقیقاً همین فرایند را در تلویزیون توصیف کرده بود، اما تحلیل او به‌روشنی بر شبکه‌های اجتماعی نیز قابل‌تطبیق است. جی کنگ در نیویورکر می‌نویسد امروز گفت‌وگوهای سیاسی آن‌قدر پرشمار و پرهیجان شده‌اند که فکر می‌کنیم هر لحظه قرار است تصمیمات مهمی گرفته یا رد شوند، حال آنکه شکل این گفت‌وگوها -میلیون‌ها مشاجرۀ کوتاه- همان چیزی است که گفت‌وگوی واقعی را ناممکن می‌سازد.

پستمن نوشتن این کتاب را در سال ۱۹۸۴ آغاز کرد، سالی که عنوان رمان جورج اورول را به یاد می‌آورد. او می‌خواست نشان دهد آمریکا نه گرفتار سانسور اورولی، بلکه در حال فرورفتن در خواب‌آلودگی هاکسلی است، جامعه‌ای که نه با ترس، بلکه با وفور سرگرمی خلع سلاح می‌شود. اما آنچه حتی او هم پیش‌بینی نکرده بود این بود که دماگوگ قرن بیست‌ویکم می‌تواند هر دو ابزار را هم‌زمان به کار گیرد: رسانه‌های سرگرم‌کننده را برای کسب قدرت به خدمت بگیرد و سپس از همان قدرت برای سرکوب، سانسور و بهره‌کشی استفاده کند. شاید برخی چشم‌اندازها حتی برای پستمن بیش از حد تاریک می‌نمودند، اما ابزارهایی که او برای فهم فرهنگ فراهم آورد همچنان معتبرند.

منبع: tarjomaan

نگاهی به کتاب «سرگرم‌کردن خود تا سرحد مرگ» اثر نیل پستمن

برترین‌ها