با ما همراه باشید

پنجره‌ای برای لبخند به زندگی

اسپندارمذگان؛ آیین زمین، فروتنی مقدس و حرمت زن در سنت ایران باستان

اسپندارمذگان؛ آیین زمین، فروتنی مقدس و حرمت زن در سنت ایران باستان

اسپندارمذگان (سپندارمذگان) از کهن‌ترین جشن‌های تقویم ایرانی است؛ آیینی که در آن، زمین به‌مثابه سرچشمه زایش و شکیبایی، و زن به‌عنوان نماد مهر و بردباری، گرامی داشته می‌شد. این جشن در روز «اسپندارمذ» از ماه «اسفند» برگزار می‌گردید؛ یعنی پنجمین روز از دوازدهمین ماه سال در گاهشماری زرتشتی. هم‌نامیِ روز و ماه، بر پایه سنت تقویمی ایران باستان، سبب برپایی جشن بود؛ رسمی که در آیین‌هایی چون مهرگان (مهرروز از مهرماه) و تیرگان (تیرروز از تیرماه) نیز دیده می‌شود. اما اسپندارمذگان صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست؛ این جشن در ژرف‌ترین لایه‌های خود، بازتاب رابطهٔ انسان با زمین، با فروتنی اخلاقی و با نظم کیهانیِ «اشا» است.

۱. سپَنتَه آرمَیتی در اوستا: فروتنی مقدس و زمین

در متون اوستایی، به‌ویژه در «گاتها» که کهن‌ترین و معتبرترین بخش اوستاست و به شخص زرتشت نسبت داده می‌شود، از «سپَنتَه آرمَیتی» (Spənta Ārmaiti) به عنوان یکی از امشاسپندان یاد شده است. امشاسپندان (Ameša Spənta) شش جلوهٔ مینوی از صفات اهورامزدا هستند که هر یک با بُعدی از هستی و فضیلت اخلاقی پیوند دارند.

واژهٔ «سپَنتَه» به معنای «مقدس، افزاینده و زندگی‌بخش» و «آرمَیتی» به معنای «فروتنی، آرامشِ اندیشمندانه و دینداری راستین» است. در متون پهلوی این نام به صورت «سپندارمذ» یا «اسفندارمذ» درآمده و در فارسی نو به «اسفند» تبدیل شده است.

در نظام کیهان‌شناسی مزدیسنا، زمین (zam) به سپندارمذ سپرده شده است. اما این نسبت، صرفاً نمادین نیست. در گاتها، آرمَیتی کیفیتی اخلاقی است: انسان از طریق فروتنی، اطاعت از راستی (اشا) و پیوند با خرد مقدس، به سپندارمذ نزدیک می‌شود. به بیان دیگر، زمین در این نظام فکری، فقط عنصر فیزیکی نیست؛ بلکه عرصهٔ تحقق اخلاق است. انسان بر زمین می‌زید تا در آن راستی بکارد و دروغ را بزداید.

در «وندیداد» و دیگر بخش‌های اوستا، احکام فراوانی دربارهٔ پاسداشت زمین، پرهیز از آلوده‌ساختن خاک، و اهمیت کشاورزی آمده است. شخم‌زدن زمین و آبادکردن آن عملی دینی به شمار می‌رود. در این متون، زمین موجودی زنده و حساس تلقی می‌شود که از نیکی انسان خرسند و از بدی او آزرده می‌گردد. این نگرش، بنیان آیینیِ اسپندارمذگان را شکل می‌دهد.

۲. ساختار تقویمی و جایگاه جشن

گاهشماری زرتشتی بر پایهٔ سالی دوازده‌ماهه با سی روز در هر ماه سامان یافته بود. هر یک از سی روز ماه نامی ویژه داشت که اغلب نام ایزدان یا امشاسپندان بود. پنجمین روز هر ماه «اسپندارمذ» نام داشت و ماه دوازدهم نیز «اسفند» خوانده می‌شد.

بر اساس سنت کهن، هرگاه نام روز و ماه با یکدیگر منطبق می‌شد، آن روز را جشن می‌گرفتند. بدین ترتیب، پنجم اسفند «اسپندارمذگان» بود.

پس از اصلاحات و دگرگونی‌های تقویمی در دورهٔ ساسانی و سپس در دوران اسلامی ــ به‌ویژه به دلیل اجرا نشدن کبیسهٔ منظم ــ تاریخ دقیق این جشن در تقویم رسمی ایران دچار جابه‌جایی شد. از این رو، برخی آن را مطابق با ۲۹ بهمن در تقویم خورشیدی امروز می‌دانند. با این حال، از منظر تاریخی و بر پایهٔ ساختار اصیل گاهشماری زرتشتی، مبنا همان ۵ اسفند است.

اسپندارمذگان؛ آیین زمین، فروتنی مقدس و حرمت زن در سنت ایران باستان

۳. گزارش‌های تاریخی: از ایران باستان تا بیرونی

از دورهٔ هخامنشیان و اشکانیان گزارش مستقیمی دربارهٔ نحوهٔ برگزاری این جشن در دست نیست، اما وجود آن در ساختار تقویم و استمرارش در دورهٔ ساسانی نشان از قدمت آن دارد.

یکی از مهم‌ترین گزارش‌های تاریخی دربارهٔ این جشن در کتاب الآثار الباقیه عن القرون الخالیه اثر ابوریحان بیرونی (قرن چهارم هجری) آمده است. بیرونی تصریح می‌کند که این روز نزد ایرانیان روز بزرگداشت زنان بوده و مردان به همسران خود هدیه می‌دادند. هرچند گزارش او مختصر است، اما اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد که تا قرون اولیهٔ اسلامی نیز این جشن شناخته و برگزار می‌شده است.

در برخی منابع متأخر نیز به پیوند این روز با زن و زمین اشاره شده است. در جهان‌بینی ایرانی، زن به دلیل نقش مادری و زایش، با زمین هم‌سنخ دانسته می‌شود: هر دو زاینده، پرورنده و شکیبا هستند. بنابراین بزرگداشت زن در اسپندارمذگان، ریشه در یک نظام نمادین عمیق دارد، نه در یک قرارداد اجتماعی سطحی.

۴. زن، زمین و فروتنی: مثلث معنایی جشن

در الهیات مزدیسنا، سپندارمذ مظهر بردباری و فروتنی است. این فروتنی نه به معنای ضعف، بلکه به معنای پذیرش آگاهانهٔ نظم هستی و هم‌سویی با آن است. زمین نیز همین ویژگی را دارد: همه‌چیز را در خود می‌پذیرد، می‌پرورد و بی‌چشمداشت بازمی‌گرداند.

زن در این منظومهٔ معنایی، به سبب نقش حیاتی‌اش در تداوم نسل و پرورش انسان، تجلی همین خصلت شمرده می‌شود. از این‌رو، در اسپندارمذگان، تکریم زن نه از منظر رمانتیک، بلکه از منظر کیهانی و اخلاقی معنا می‌یابد. باید توجه داشت که تقلیل این جشن به «روز عشق ایرانی» برداشتی معاصر و تا حدی ساده‌انگارانه است. عشق در سنت ایرانیِ باستان، مفهومی پیوندخورده با مسئولیت، وفاداری، پیمان و راستی است. مهر (miθra) خود ایزدی مستقل دارد و جشن مهرگان به او اختصاص یافته است. اسپندارمذگان بیش از آن‌که جشن شور عاشقانه باشد، جشن مهرِ مسئولانه و حرمت‌نهادن به بنیاد خانواده است.

۵. بُعد زیست‌محیطی و خوانش معاصر

در جهانی که بحران‌های زیست‌محیطی به یکی از دغدغه‌های اساسی بشر بدل شده‌اند، اسپندارمذگان می‌تواند خوانشی تازه بیابد. در متون زرتشتی، آلوده‌کردن آب، خاک و آتش گناهی بزرگ شمرده شده است. دفن مردگان در خاک به دلیل آلوده‌کردن زمین منع شده بود و مردگان را در دخمه‌ها قرار می‌دادند تا عناصر طبیعی از آلودگی محفوظ بمانند.

کشاورزی، آبادانی و کاشت درخت عملی دینی محسوب می‌شد. در وندیداد آمده است که آبادکردن زمین خشنودی سپندارمذ را در پی دارد. این نگاه نشان می‌دهد که حفاظت از محیط زیست در ایران باستان نه یک امر صرفاً اقتصادی، بلکه تکلیف اخلاقی و دینی بوده است.

از این منظر، اسپندارمذگان یادآور مسئولیت انسان در برابر زمین است؛ زمینی که نه ملک مطلق بشر، بلکه امانتی مقدس است.

سخن پایانی

اسپندارمذگان جشنی است ریشه‌دار در نظام فکری مزدیسنا؛ آیینی که زمین را چونان موجودی مقدس، زن را به مثابه نماد مهر و بردباری، و فروتنی را به عنوان فضیلتی کیهانی گرامی می‌دارد. این جشن، تجلی پیوند اخلاق و طبیعت در فرهنگ ایرانی است: انسان زمانی به راستی نزدیک می‌شود که زمین را پاس بدارد و در روابط خویش، فروتن و مسئول باشد.

بازشناسی اسپندارمذگان، نه بازگشت نوستالژیک به گذشته، بلکه بازاندیشی در نسبت ما با زمین، با خانواده و با فضیلت‌های بنیادین انسانی است؛ نسبتی که در سنت ایران باستان، در قالب یک جشن تقویمی، به شکلی نمادین و ماندگار صورت‌بندی شده است.

اسپندارمذگان؛ آیین زمین، فروتنی مقدس و حرمت زن در سنت ایران باستان

اسپندارمذگان؛ آیین زمین، فروتنی مقدس و حرمت زن در سنت ایران باستان

برترین‌ها