به وقتِ شنیدنِ شعر
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود…
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود..
از کفر من تا دین، تو راهی به جز تردید نیست
دلخوش به فانوسم مکن، اینجا مگر خورشید نیست؟
با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطیوار من
بیجستجو ایمان ما از جنس عادت میشود
یعنی عبادت بیعمل وهم سعادت میشود
با عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست
در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست
کافر اگر عاشق شود، بیپرده مومن میشود
چیزی شبیه معجزه، با عشق ممکن میشود
-
لذتِ کتاببازی2 روز پیشسرودههایی از برتولت برشت
-
لذتِ کتاببازی3 هفته پیشدربارۀ «آنچه میماند»: گزیدۀ سی شعر و شرح اشعار «فریدریش هُلدَرلین»
-
فروغ فرخزاد1 ماه پیشآیههای زمینی با صدای فروغ
-
نوبلخوانی7 روز پیشنام من سرخ اثرِ اورهان پاموک به چهار روایت
-
تحلیل نقاشی3 ماه پیشدرنگی در جذابترین نقاشیهای پاییزی
-
تحلیل نقاشی3 روز پیشدرنگی در نقاشی «سوم ماه می 1808» اثر فرانسیسکو گویا
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی2 ماه پیشگوش دادن به شرم؛ برنه براون
-
لذتِ کتاببازی2 ماه پیشبریدههایی از کتاب «چگونه یونگ بخوانیم» نوشتۀ دیوید تیسی
