پنجرهای برای لبخند به زندگی
بریدهای از کتاب «آسایش» نوشتۀ مت هیگ
بریدهای از کتاب آسایش نوشتۀ مت هیگ
به دلیل انعطافپذیری عصبی، مغز ما براساس چیزهایی که تجربه میکنیم ساختار خود را تغییر میدهد. هیچیک از ما همان افرادی نیستیم که ده سال پیش بودیم. وقتی چیزهای وحشتناکی را تجربه یا احساس میکنیم، یادآوری این نکته که هیچچیز دوام نمیآورد مفید است. دیدگاهها تغییر میکنند. ما به نسخههای دیگری از خودمان تبدیل میشویم. سختترین سوالی که تابهحال از من پرسیده شده این است: “وقتی کسی را ندارم چطور برای دیگران زنده بمانم؟” پاسخ این است که برای نسخههای دیگر خودت زنده بمان. برای کسی که به آن تبدیل خواهی شد، دوام بیاور.
-
لذتِ کتاببازی3 هفته پیشآرش کمانگیر سیاوش کسرایی و بررسی آن
-
لذتِ کتاببازی7 روز پیشدربارۀ «آنچه میماند»: گزیدۀ سی شعر و شرح اشعار «فریدریش هُلدَرلین»
-
لذتِ کتاببازی2 هفته پیششعر بیژن جلالی، نگاه شستۀ پاکی است که پس از گریه، بر جهان میافکنیم
-
فروغ فرخزاد1 ماه پیشآیههای زمینی با صدای فروغ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی4 هفته پیشسخنرانی بهرام بیضایی دربارۀ اساطیر در آثارش
-
مستند1 ماه پیشمستند ریشهها دربارۀ بهرام بیضایی
-
احمد شاملو4 هفته پیشسرودهای از احمد شاملو
-
تحلیل نقاشی3 ماه پیشدرنگی در جذابترین نقاشیهای پاییزی
