با فلسفه
معنای نجابت و اصالت در نگاه فردریش نیچه
معنای نجابت و اصالت در نگاه فردریش نیچه
چه چیز به انسان «نجابت» و اصالت میبخشد؟ قطعاً فدا کردن و قربانی کردن نیست، چه خوشگذرانترین و هرزهترین آدمها هم از این کارها میکنند. تسلیم هیجانات خود شدن هم نیست، زیرا هیجاناتِ قابل تحقیر زیاد است. همچنین بدون خودخواهی کاری برای دیگران انجام دادن هم نیست، آخر خودخواهی شاید در نجیبترین انسانها بیشترین نقش را در ایجاد روحیۀ نوعدوستی داشته باشد. خیر، نشانۀ نجابت و اصالت این است: شور و هیجانی که وجود فرد شریف و اصیل را فرامیگیرد چیزی کمیاب و نادر است و خود نیز از آن بیخبر است؛ استفاده از معیار و اندازهای عجیب و غریب است، نوعی دیوانگی است که باعث میشود چیزهایی را که به نظر بقیه سَردند؛ داغ و سوزان احساس کنیم؛ تخمین ارزشهایی است که هنوز برای آنها ترازویی نیافتهاند؛ آن قربانیهایی است که در قربانگاه وقف شده برای خدایان ناشناخته انجام میدهیم؛ آن دلاوریهایی است که بدون چشمداشت افتخار و احترام انجام میشود؛ خرسندی چنان وافر و ژرفی از خود است که به انسانها و اشیاء دیگر سرایت میکند. بنابراین تا کنون کمیابی و نا آگاهی نسبت به این کمیابی بود که به آن موجود نجابت و اصالت میبخشید.
اما در نظر داشته باشیم که طبق این دیدگاه چیزهایی را که عادی، رایج و ضروری بوده و بیشتر از هر چیز به حفظ نوع بشر خدمت کرده و به عنوان یک قاعدۀ عمومی توسط انسانها پذیرفته شده است به ناحق مورد نکوهش قرار میدهد و از استثناء دفاع میکند. وکیل مدافع قاعده و قانون شدن آخرین چیزی است که نجابت و اصالت احساسات برای تجلّی خود بدان متوسّل میشود؛ به عبارتی دیگر این کار شاید آخرین ظرافت او باشد.
معنای نجابت و اصالت در نگاه فردریش نیچه
منبع
حکمت شادان
ترجمۀ جمال آلاحمد، حامد فولادوند و سعید کامران
نشر جامی
-
فروغ فرخزاد3 روز پیشآیههای زمینی با صدای فروغ
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی3 ساعت پیشسخنرانی بهرام بیضایی دربارۀ اساطیر در آثارش
-
تحلیل نقاشی3 ماه پیشدرنگی در نقاشیهای سهراب سپهری
-
مستند3 روز پیشمستند ریشهها دربارۀ بهرام بیضایی
-
موسیقی کلاسیک3 ماه پیشیک عاشقانۀ آرام از یوهان پاخلبل (Johann Pachelbel)
-
موسیقی بی کلام3 ماه پیشاجرای تازۀ Time شاهکار هانس زیمر (Hans Florian Zimmer)
-
تحلیل نقاشی2 ماه پیشدرنگی در جذابترین نقاشیهای پاییزی
-
پنجرهای برای لبخند به زندگی1 هفته پیشگوش دادن به شرم؛ برنه براون

