با ما همراه باشید

آیدا گلنسایی

عاشقانه‌ای برای همایون شجریان

منتشر شده

در

آیدا گلنسایی: عاشقانه‌ای برای همایون شجریان

عاشقانه‌ای برای همایون شجریان

آیدا گلنسایی: عاشقانه‌ای برای همایون شجریان

امروز روزی بزرگ است.

روز متولد شدن کسی که به دنیا آمد تا نگهبان ارزش‌ها، زیبایی‌ها و میراث ادبی باشد.

در این روزگار به شدت مبتذل که هر روز باید شال و کلاه کنیم،

به مدرسۀ فرزندانمان برویم و فریاد بکشیم که چرا برای شادی آن‌ها موزیک‌های آلودۀ «این آقا جنتلمنۀ ساسی مانکن!!» و ده‌ها آهنگ مبتذل دیگر را پخش می‌کنید و روح پاک و شکل‌پذیر کودکان را می‌آلایید و سلیقۀ موسیقی‌شان را از ابتدا خراب می‌کنید؛

در این جهان ِ دستِ کم گرفته شده که هنر ساده‌انگارانه بازی مشتی دغل و فریب شده است،

متشکرم که تو هستی که با صدایت و نوع موسیقی باارزشی که رواج می‌دهی، معیاری باشی برای هنر ناب.

متشکرم که اعتماد و امیدی برای تمام آن‌ها که هرگز به کم راضی نمی‌شوند و سخت‌پسندند.

 

آیدا گلنسایی: عاشقانه‌ای برای همایون شجریان

 

صدای تو را باید هر روز پوشید و با آن رقصید.

صدایت را باید برداشت و به زمستان برد و حیات را

با خودرو ترین هارمونی‌ها شگفت‌زده کرد.

صدایت را باید کاشت و زمین را از سترون درآورد.

صدایت را صوفیان چرخ‌زن سماع می‌کنند

صدایت گرمای زیر پر پرندۀ مادر است.

صدایت امنیت و باروری دوباره است، لحظۀ زلال رویش و جوشش.

صدایت همان «ای نمی‌دانم» سروده‌های قیصر

و همسایگی با مسحورکننده‌ترین عطرهاست…

نادرترین رنگ‌ها را دارد صدایت…

 

آیدا گلنسایی: عاشقانه‌ای برای همایون شجریان

متشکرم از تو که با وقاری و به هنرمند بودن وزن و شأن می‌دهی.

متشکرم از تو که دلگرممان می‌کنی به وجودِ عظمت، به نمردنِ زیبایی‌ها و اصالت.

متشکرم که موفقی، که دستاوردهایت نشانۀ موفقیت نسلی است که هنوز به بزرگی‌ها و تعالی باور دارد.

وقتی تو را می‌نگرم، وقتی روزی ده‌ها بار صدایت را می‌نوشم، یاد فروغ می‌افتم و

آخرین نشانه‌های آن مذهب شگفت که می‌گفت.

آری، تو آخرین نشانه‌های همان مذهب شگفتی.

تو سرود ششم و هوای تازۀ بامدادی.

تو ارغوان ابتهاج و مرغ آمین نیمایی.

صدای پای آب سهرابی و دریچۀ اخوان ثالث…

تو درخت ساکورایی و «مسیح مادر»…

تو علائم حیاتی جهانی.

نبضی که در به کمارفته‌ترین دوران می‌زند و خبر از شگفت‌آوری و نموّ زندگی می‌دهد.

نمی‌دانم چه بخوانمت صدای وارسته که نمی‌گذاری شعرهای قیمتی

زیر خروارها فراموشی خاموش بگیرند.

صدای تو هستی‌بخش آثار بزرگ است.

تو مینوی و پاک

آمدنت مبارک روحِ اهورایی

آمدنت مبارک مرد سترگ.

بودنت بر ما شادباش پایتختِ طاهر ِ آواز.

بر ما که زیر گنبد میناکاری شدۀ صدای تو

سقفی از اثیری‌ترین درخت‌ها را بر سر داریم.

در پایان،

تنها شعری که دلم می‌خواهد به تو تقدیم کنم

سروده‌ای از «قیصر امین‌پور» است:

 

«من از عهد آدم، تو را دوست دارم
از آغاز عالم، تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم، تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم»

 

مطالب بیشتر

  1. آهنگ نوروز با هنرمند همایون شجریان
  2. خوب شد دردم دوا شد خوب شد/ همایون شجریان
  3. مست نگاه آهنگی زیبا از همایون شجریان
  4. چرا رفتی چرا من بی‌قرارم؟
  5. زندگی اسفبار ما در دورۀ ایماگولوژی
  6. آیدا گلنسایی: عاشقانه‌ای برای پرفسور  مریم میرزاخانی
ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها