با ما همراه باشید

نویسندگان جهان

معرفی اجمالی نادین گوردیمر و جملاتی از او

منتشر شده

در

معرفی اجمالی نادین گوردیمر و جملاتی از او

معرفی اجمالی نادین گوردیمر و جملاتی از او

نادین گوردیمر متولد بیستم نوامبر 1923 در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی بود که در آثارش به موضوعات اخلاقی و نژادی، به‌ویژه آپارتاید پرداخت.

 گوردیمر اولین جایزه‌ ادبی‌اش را در سال 1961 با نام جایزه‌ ادبی مشترک‌المنافع «اسمیت» انگلیس به‌دست آورد. طی این سال‌ها، دولت آفریقای جنوبی چندین کتاب او را ممنوع‌الچاپ کرد که دو اثر شامل «دنیای بورخس فقید» به‌ مدت 10 سال و کتاب «دنیای اجنبی‌ها» به‌ مدت 12 سال ممنوع اعلام شدند. «دختر برگر» و «خانواده ژوئیه» دیگر کتاب‌های این نویسنده بودند که سانسورشده به‌چاپ رسیدند.

گوردیمر که دیگر به یک شخصیت ادبی جهانی تبدیل شده بود، در سال 1991 جایزه‌ی معتبر نوبل ادبیات را برای سبک نوشتاری حماسی‌اش به‌دست آورد. در سال 1971 جایزه‌ی یادبود «جیمز تیت بلک» را برای رمان «مهمان افتخاری» کسب کرد و در سال 1974 جایزه‌ی بوکر را برای رمان «محافظه‌کار» به‌دست آورد.

گوردیمر مجموعا 13 رمان و همچنین 18 مجموعه‌ داستان کوتاه نوشت. آخرین اثر او «هیچ زمانی مثل امروز» که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد نیز درباره مبارزه علیه آپارتاید است.

«شش فوت از دهکده» (۱۹۵۶)، «جا پاهای جمعه» (۱۹۶۰) و «داستان برگزیده» (۱۹۷۵) سه مجموعه داستان کوتاه او هستند. از معروفترین رمان‌های گوردیمر می‌توان به «روزهای فریبنده» (۱۹۵۳)، «سرزمین بیگانگان» (۱۹۵۸)، «فرصتی برای دوست داشتن» (۱۹۶۳)، «آخرین دنیای بورژوازی» (۱۹۶۶)، «محافظه کار» (۱۹۷۴)، «دختر برگر» (۱۹۷۹)، «خانواده ژوئیه» (۱۹۸۱)، «یک ورزش طبیعی» (۱۹۸۷)، «سرگذشت پسرم» (۱۹۹۰) و «هیچ‌کس همراهم نیست» (۱۹۹۴) اشاره کرد.

و اینک جملاتی از او:

*نویسندگی‌، درک زندگی است. تمام عمرت را کار می‌کنی و شاید در پایان بخش کوچکی از آن را فهمیده باشی.

* هیچ یک از نوشته‌ها یا گفته‌های من به اندازه‌ی داستان‌هایم‌، واقعی نیستند.

* در واقع طی تمام سال‌های عمرت در حال نگارش یک کتاب هستی‌؛ این یعنی تلاش برای درک آگاهی از زمان و مکانی که در آن هستی. این کتابی است که براساس مراحل مختلف توانمندی‌ تو نوشته می‌شود.

* زمان یعنی تغییر‌؛ ما گذر زمان را با تغییر چیزها اندازه می‌گیریم.

* همه در پایان به تنهایی به سمت خودشان حرکت می‌کنند.

* حقیقت همیشه به معنای زیبایی نیست،‌ بلکه در عطش آن بودن است.

* نمی‌توانم با کسی که قادر نیست بدون من زندگی کند، زندگی کنم.

* سانسور هرگز برای کسانی که تجربه‌اش کرده‌اند به پایان نمی‌رسد. سانسور یک برَند روی تصورات فردی است که تحت تاثیر آن بوده و تا ابد از آن رنج خواهد برد.

* من متقاعد شده‌ام که سیاست در این دنیا هیچ رابطه‌ای با معصومیت ندارد.

منبع isna.ir

معرفی اجمالی نادین گوردیمر و جملاتی از او

شاید دوست داشته باشید

  1. جمله‌هایی از داستان ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ
  2. بخش‌هایی از رمان جشن بی‌معنایی
  3. بخش‌هایی از رمان وقتی نیچه گریست
  4. سطرهایی از رمان جاودانگی اثر کوندرا
  5. بخش‌هایی از رمان مسئلۀ اسپینوزا اثر یالوم
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها