انتقاد ایران درّودی از احمد شاملو دربارۀ آثار کاندینسکی
شاملو بسیار کم دربارۀ خودش حرف میزد، هر وقت از چیزی خوشش نمیآمد با انگشتانش روی میز ضرب میگرفت.
آن زمان که در تلویزیون کار میکردم از شاعر دعوت کرده بودم تا در شورای سردبیری برنامههایم که دربارۀ شناسایی هنر بود شرکت کند. خیلی از بزرگان عضو این شورا بودند. محمدامین میرفندرسکی، رئیس دانشکدۀ هنرهای زیبا، دکتر جهانگیر درویش (که به عنوان یکی از معماران هفت عجایب قرن بیستم در مجامع هنری شناخته شده است)، فریدون رهنما (که سیاوش در تخت جمشید را ساخته بود)، هوشنگ طاهری (شوهر خواهرم، منتقد سینما و مترجم) به قول رئیس تلویزیون ملوکالطوایفی درست کرده بودیم تا نظر و سلیقۀ شخصی من در انتخاب هنرمندان در معرفی از تلویزیون تعیینکننده نباشد. در آن زمان بود که شاملو یک مصاحبۀ تمام صفحهای با روزنامۀ کیهان انجام داد و در آن گفته بود:
«آثار کاندینسکی با نیممتر پارچۀ رنگی فرقی نمیکند.» به او گفتم: «وقتی خود تو میگویی “من هنوز را زیستهام” چه کسی باید آن هنوزی که تو زیستهای را بفهمد؟ پس چطور تو در مورد یک نقاش نوپرداز چنین میگویی؟ کاندینسکی هم همین حرف را میزد. نمیشود که تو نقاشی را دوست داشته باشی و آدمی مثل کاندینسکی که یکی از پایهگذاران هنر نو جهان بوده است را رد کنی. فقط ممکن است درک و سلیقۀ تو در دیدن کارهای او، متفاوت باشد. این دلیل بر بد بودنش نیست. کارهای کاندینسکی خیلی عمیق و پُرمعناست.»
انصافاً که تحمل انتقاد شاملو بینظیر بود. من پرخاشگرانه از او در حضور سایر اعضای سردبیری شورا انتقاد کردم و او متأملانه گوش سپرد و اعتراضی نکرد.
(بُرشی از مقالۀ بامداد در آینه ایران دَرّودی)
انتقاد ایران درّودی از احمد شاملو دربارۀ آثار کاندینسکی
منبع
مطالب بیشتر
1. خاطرات ایران درودی از استادان: ابراهیم پورداود و خانلری
2. خاطرات ایران درّودی از خسرو گلسرخی
3. در فاصلۀ دو نقطه خاطرات و زندگینامه ایران درودی
4. خاطرۀ ایران درّودی از سهراب و فروغ
5. درودی: نقاشها کور به دنیا میآیند
6. شعر احمد شاملو برای ایران درّودی
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…