سرودههایی از هیلدا دولیتل؛ ترجمه و صدا: رزا جمالی
ارواحِ دخترِ کوهها
بچرخ دریا!
بچرخ با کاجهای سوزنیات
و بیافشان بر ما
بپوشان ما را
به کاجهای عظیمات
برصخرههامان بپاش
و با سبزیات ما را به گِرد خود بگیر
و با حوضی پر از کاج بپوشان ما را…
2
برخاستنِ ماه
آیا بر دریا می درخشی؟
یا نشانِ تیرت را بر ساحلی خواهی انداخت؟
آن چیست که به ضربتی چوگانی فرستاده میشود؟
آوازی در سرداریم،
لبِ رودخانه تیر و کمانهامان را قسمت خواهیم کرد.
نخ ها به آرامی سُست میشوند
و کلماتِ ما را خواهند خواند.
ای پرواز،
او را به تکانی به آواز بیاور
او بیهمتاست
او را با درختانِ کاج اندازه خواهیم گرفت.
3
گُل سرخِ دریا
ای ستمگر،
گلِ سرخ!
بی شکل در انبوهی از گُلبرگهات
ای گُلِ بیاندام
نحیف
تکیده در برگهات.
تو گرانبهاتری
از گُلی که خیس شده
تنها یک ساقه مانده
تو را در جریانِ باد گرفتم.
بیشکل شده در تکبرگی
تو بر شنها فرو افتادی
در تردی شنها
جا به جاییِ بادها
می تواند آیا
این رایحهی تند
از آن گُل به جا مانده باشد
که در تکبرگی فشرده شده؟
4
درختِ گلابی
گرد و غبار نقرهای رنگ
از زمین برخاسته است
بلندتر از آنچه بازوانم بدان برسند
تو بر زمین نشستهای
ای نقره
بلندتر از آنچه بازوانم بتوانند به آن برسند
تو با تودهای به مقابله با ما برخواستهای
هیچ گلی هیچوقت باز نشد
برگی سپید رنگ، بیهیچ منفذی
هیچ گلی نقرهای نشد
از آن نقرهای نادر
ای گلابی سپید رنگ
غنچههای کوچکات
که بر شاخهها ضخیم شدهاند
تابستان و میوههای تازه را خواهند آورد
در قلبهای بنفش رنگشان…
5
شقایقهای دریا
ته گلها، سبوس کهربایی رنگیست
که با طلا نواخته شده
میوهای بر شن
که به دانهای غنی متمایز شده بود
گنج
کنار درختچههای کاج ریخته میشود
که سنگها را سفید کند
ساقههای تو ریشه را گرفتهاند
میان سنگریزههای خیس
شبیه تودهای آویخته بر دریا
و گوشماهیها که ریز شده بودند
و صدفهای حلزونی که شکسته بودند
زیبا، پخش میشود
آتشی بر برگ
آنچه بر چمن تسلیم میشود
برگی رایحهگون
شبیه برگ روشنات؟
5
زنبق دریا
1
علف، علفِ جلبکی
ریشه در شن گره میخورد
زنبق دریا، گلی شکننده
گلبرگی که شبیه صدفی شکسته است
و تو سایهای را نشر میدهی
که شبیه شاخه درخت نازک است.
آن خوشبخت
که معطر است و تیز
غنچهی کندری که مسلم است
گل کافوری
شیرین و شور، تو بر بادی
در پرههای بینی ما
2
آیا غواصان صدف
ترا خیس میکنند چنانکه میگذرند؟
آیا ریشههایت رنگ شنها را به خود میکشند؟
طلایی که پرچ شده میلغزاند کُنه تو را؟
دستهای از گلهای زنبق
بر بالای موجها
تو به رنگ آبی در آمدهای
شبیه دماغهی کشتی تازه رنگ شدهای
و در نمک علفها لکه گرفتی.
هیلدا دولیتل از مهم ترین شاعران تصویرپردازست، او از معاصران و معاشران ازراپاوند بوده است و هارولد بلوم نظریهپرداز علم تأویل کتابی بر آثار او نوشته است. شعرهای او از ظرافت و لطافتی زنانه برخوردارست. توصیفات بسیار دقیق و موشکافانهی او از گلها، گیاهان، درختها و طبیعت وحشی اعجاب آورست. دولیتل به اساطیر یونان باستان علاقهی ویژه ای دارد و عنوان بسیاری از شعرهایش را اینگونه انتخاب کرده است.
مترجم: رُزا جمالی
منبع rosajamali.blogfa
سرودههایی از هیلدا دولیتل؛ ترجمه و صدا: رزا جمالی
مطالب بیشتر
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…