نگاهی به کتاب سیمای نجیب یک آنارشیست نوشتۀ محمد قائد
کتاب حاضر نه تقدیس یک شاعر و نه بزرگداشت یک متوفی و نه سختگیری نسبت به مردی است که بسیاری از ایرانیان او را دوست دارند بی آن که به همان اندازه مشتاق خواندن آثارش باشند. «عشقی»چشمانداز گسترده ای برای تأمل در کار جهان و جامعه در برابر مینهد. و کتاب پیش رو نیز ، ارزیابی دیدگاههای اجتماعی و شرح زندگی سیاسی و ادبی او است.
میرزاده عشقی نام اصلیش «سید محمدرضا کردستانی» و فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی» بود و در تاریخ دوازدهم جمادی الآخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری مطابق با بیستم آذرماه ۱۲۷۳ خورشیدی و سال ۱۸۹۴ میلادی در همدان زاده شد. وی نمایشنامهنویس، شاعر دوران مشروطیت، روزنامهنگار، نویسنده و مدیر نشریه قرن بیستم بود؛ که در دوره نخست وزیری رضاخان ترور شد.
کتاب حاضر در شش فصل تنظیم شده است که عبارتاند از:
«در صحنهی پیکار اجتماعی»، «جهانبینی و اندیشهی سیاسی»، «پارهای عقاید و احساسها»، «ارزش ادبی»، «مانیفیست و بیانیه در قالب داستان منظوم» و«تجربهی روزنامهنگاری».
در بخشی از پیشگفتار این کتاب میخوانیم:
«برای روشن کردن سیمای عشقی باید تصویری از صحنهی سیاسی جامعهی ایران در دو دههی اول قرن بیستم به دست داد. اما چیزی که بتوان آن را روایت دایره المعارفی از تاریخ وقایع ایران در قرن بیستم دانست وجود ندارد. چرا که هر یک از نیروهای اجتماعی و سیاسی تصویری همخوان با ایدئولوژی خود به دست میدهد. تصویری که ممکن است مغایر یا متفاوت با دیگر روایات باشد. بحث در وجوه و علل این اختلافات نیز خود کاری است مستقل و سترگ که می تواند در حد نوشتن یک تاریخ جدید باشد….
چندین خصوصیت شخصی و تاریخی سیمای میرزاده عشقی را از دیگر کسانی که در رده او بودند و به سرنوشتی کم و بیش شبیه او گرفتار آمدند متمایز می کند. نخست اینکه عشقی جوان مرد. این از سویی، جنبه جوانمرگی و شهادت را در تصویر او پررنگتر میکند. و از سویی خلوص جوانانه افکار و آثارش را در تضادی شدید با روحیاتی مینهد که از آنها به عنوان مصلحتاندیشی، عقل معاش، ضرورتهای شغلی، دست کشیدن از مقاومت در نتیجه خستگی یا دلزدگی و البته، مرحله تجربهاندوزی یاد میشود. عشقی ستیزهگر زیست، بیانعطاف ماند و آشتیناپذیر مرد، حالتی که حفظ کردن آن طی سالیان دراز برای همه کس آسان نیست.»
منبع shahreketabonline
نگاهی به کتاب سیمای نجیب یک آنارشیست نوشتۀ محمد قائد
مطالب بیشتر
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…