آی عشق آی عشق چهرۀ آبیات پیدا نیست…
همه
لرزش دست و دلم
از آن بود
که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق آی عشق
چهرهی آبیت پیدا نیست
و خنکای مرهمی
بر شعلهی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق آی عشق
چهرهی سرخت پیدا نیست
غبار تیرهی تسکینی
بر حضور وَهن
و دنجِ رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزهی برگچه
بر ارغوان
آی عشق آی عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست
منبع
آی عشق آی عشق چهرۀ آبیات پیدا نیست…
بگذار برخیزد مردم بیلبخند بر کدام جنازه زار میزند…؟ بر کدام جنازه زار میزند…
دلخوشیها کم نیست: مثلاً این خورشید،کودکِ پسفردا، کفتر آن هفته...
سخنرانی بهرام بیضایی دربارۀ اساطیر در آثارش (بیشتر…)
مستند ریشهها دربارۀ بهرام بیضایی مطالب بیشتر 1. انواع بازآفرینی و بازنویسی بهرام بیضایی…