شاعر محرومان و از چهرههای شناخته شدهی شعر در دههی هفتاد.
در 1940 در روستای قلعه از توابع استان قنا در جنوب مصر متولد شد.
در دانشکدهی ادبیات دانشگاه قاهره تحصیل کرد. مدتی در اسکندریه زندگی کرد.
از جوانی به شعر پرداخت و در همان سالها جایزهی شعر شورای عالی هنر و ادبیات مصر
به او تعلق گرفت.
در آن سالها، شعرهای خود را در روزنامهی الاهرام و مجلهی المجله منتشر میکرد.
به علت موضعگیریهای ملی، مبارزات سیاسی و آزاد اندیشی، سالهای بسیار مورد ستم
و تعقیب و در زندان و بازداشت بود
و بیشتر عمر کوتاه خود را در محرومیت مادی و عسرت به سر برد.
در بازپسین سالهای حیات به بیماری سرطان
مبتلا شد و پس از تحمل رنج بسیار در 1983 درگذشت.
شعر او وجدان جامعه بود و بارزترین جنبهی آن سادگی زبان و بیان اوست.
او بیش از هرچیز به ارتباط شعر
با مسائل مردم ایمان داشت و این پیوند را نافیِ ملاحظات هنری نمیدانست.
دفترهای شعر او عبارتند از:
بر دار کردن ماه، گریه کردن در پیشگاه زرقاء الیمامه، تفسیری بر آنچه گذشت،
عهد آینده، سخنان تازهای دربارهی جنگ بسوس، برگهای اتاق8.
منبع
از سرود باران تا مزامیر گل سرخ
پیشگامان شعر امروز عرب
موسی اسوار
نشر سخن
چاپ اول
ص591
مطالب مرتبط
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…