آن گاه که به عشق شیفته شویم
آنگاه که به عشق، شیفته شویم.
رگهای مرا تیره و تار میسازد.
حشرات پلید.
آن گاه که به عشق شیفته شویم
| هرگز نبوده قلبِ من | ||
| این گونه | ||
| گرم و سرخ: |
احساسمیکنم
در بدترین دقایقِ این شامِ مرگزای
| چندین هزار چشمهیِ خورشید | |
| در دلام |
میجوشد از یقین؛
احساسمیکنم
در هر کنار و گوشهیِ این شورهزارِ یاءس
| چندین هزار جنگلِ شاداب | |
| ناگهان |
میروید از زمین.
| هرگز نبوده | ||
| دستِ من | ||
| اینسان بزرگ و شاد: |
احساسمیکنم
| در چشمِ من | |
| به آبشُرِ اشکِ سرخگون |
خورشیدِ بیغروبِ سرودی کشد نفس،
احساسمیکنم
| در هر رگام | ||
| به هر تپشِ قلبِ من | ||
| کنون |
بیدارباشِ قافلهیی میزند جرس.
| آمد شبی برهنهام از در | |
| چو روحِ آب |
در سینهاش دو ماهی و در دستاش آینه
گیسویِ خیسِ او خزهبو، چون خزه بههم.
من بانگ برکشیدم از آستانِ یاءس:
«ــآه ای یقینِ یافته، بازت نمینهم!»
منبع
مجموعه اشعار احمد شاملو
نشر نگاه
دلخوشیها کم نیست: مثلاً این خورشید،کودکِ پسفردا، کفتر آن هفته...
سخنرانی بهرام بیضایی دربارۀ اساطیر در آثارش (بیشتر…)
مستند ریشهها دربارۀ بهرام بیضایی مطالب بیشتر 1. انواع بازآفرینی و بازنویسی بهرام بیضایی…
بریدههایی از کتاب «چگونه یونگ بخوانیم» نوشتۀ دیوید تیسی یونگ نخستین ضدروانپزشک بود که باور…