و در کدام بهار درنگ خواهی کرد و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد؟
مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید
برای «ایران» خانم و پیراهن رنگینش...
و من مسافرم ای بادهای همواره...
هنرنمایی نگار اعزازی و سمانه گلکار
یک عاشقانۀ ناآرام...
بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را
مثل یک گلدان میدھم گوش به موسیقی روییدن...
من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم...
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...