با ما همراه باشید

اخبار شعر

چند سروده از جمالی حاجیانی

منتشر شده

در

چند سروده از جمالی حاجیانی

چند سروده از جمالی حاجیانی

باران با اختیارات شاعری

آفتاب زیر ابر

تقاصِ دل برشته‌ی دریا را پس می‌دهد

شعری نو در خیابان جاری‌ست

و چترها مانند حروف ربط

شانه‌ها را به هم می‌پیوندند

 

دوباره باران

با اختیاراتِ شاعری

مرا

_که از وزن شهر بیرون هستم_

به پشت پنجره آورده

و مثل مادری مهربان

زیر چادر سیاهش گرفته است

و چنان بر موهایم دست می‌کشد

که بر گور گلچین گیلانی

 

سر روی زانویش می‌گذارم

به لالایی‌اش گوش می‌دهم

و از تو با او حرف می‌زنم

صص31-31

 

همین روزها

آرام و بی‌صدا

کلمات را بر کاغذ می‌ریزم

مانند زندانی غمگینی

که سنگ‌ریزه‌های جیبش را

در حیاط کوچک زندان

تونلی زده‌ام

و همین روزها به تو خواهم رسید

به نورِ ماه

به جاده‌ای که به خانه‌ام می‌رسد

 

پیراهنی سفید برایم آماده کن

نامی تازه

و سوهانی از کلماتی عزیز

که طعم‌شان

با هیچ‌جای زبان فهمیده نمی‌شود

که تنهایی

چون گویی سنگین

به قوزک پایم بسته است

صص34-35

 

باران در شاهنامه نمی‌بارد

باران در شاهنامه نمی‌بارد

با پرِ سیمرغ

شعری عاشقانه نمی‌شود نوشت

در دهانه‌ی این چاه

شغاد یا منیژه

چه فرقی دارد

وقتی پهلوی زخم‌هایت به خواب رفته‌ای

 

وقتی از انگشت‌های فاتح پدرم_پاییز_

تنها تیرکمانی می‌شد ساخت

که گنجشک‌ها را با آن به زمین انداخت،

چه ساده بود مادر غمگین من

که نام تو را به بازوی من بست

و قرص ماه را

در دسترس کودکی‌ام گذاشت

 

چه ساده بودم من

ابرها در کوچه راه مرا می‌بستند

من از بادهای سرد

به ناظم

شکایتی نمی‌بردم

نام تو با من بود

نام تو ترجمه‌ی تابستان

به زبان گنجشکان بود

 

بی‌تو سنگی بودم

که بر پیشانی پیامبری خورده است

با تو ولی مسلمانی

پیشانی نماز بر من می‌نهاد

 

برای بردنِ دریا

آب‌کشی کوچک کافی‌ست

برای داشتن تو

خیالی شاعرانه

من برای سرودن چشمان تو شاعر شدم

عسلم میوه‌ی باغ توست

من به حرف‌های تو زبان می‌زنم

 

دلم

اناری کوچک

در دست‌های تو بود

فشرده و سرخ

که انفجارش

آخر شاهنامه را شیرین کرد

و تو

ته‌نشین در حافظه‌ی حبه‌ها

به تاریخِ تابستان پیوستی

صص15-19

 

همیشه

تو به رقص بادبادک می‌خندی

من به خنده‌های تو

می‌بینی

همیشه شادی ما به نخی بند است

ص47

 

چند ورقه مه

چند ورقه مه

می‌پیچم لای روزنامه

و به پست‌خانه می‌روم

می‌خواهم این وقت صبح را

به نشانی‌ات پست کنم

نفس نفس زدن آسمان را

که پایین آمده تا روی صورت زمین

برای تو که فکر می‌کنی

فاصله‌ها را نمی‌شود برداشت

ص 14

 

منبع

چند سروده از «رضا جمالی حاجیانی»

چند ورقه مه

رضا جمالی حاجیانی

نشر چشمه

چاپ دوم

چند سروده از جمالی حاجیانی

برترین‌ها