شعری از «محمدرضا شفیعی کدکنی» با صدای امیر بیات
هـر چـنـد امـیـدی بـه وصـال تـو نـدارم
یـک لـحـظـه رهـایـی ز خـیـال تو ندارم
ای چشمهی روشن منم آن سایه که نقشی
در آیــنــهی چــشــم زلـال تـو نـدارم
مـیدانـی و میپرسیم ای چشم سخنگوی
جـز عـشـق جـوابـی بـه سـؤال تو ندارم
ای قـمـری هـم نـغـمـه دریـن باغ پناهی
جـز سـایـهی مـهـر پـر و بـال تـو ندارم
از خـویـش گـریـزانـم و سـوی تو شتابان
بـا ایـن هـمـه راهـی بـه وصـال تو ندارم
محمدرضا شفیعیکدکنی
شعری از «محمدرضا شفیعی کدکنی» با صدای امیر بیات
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…
رمانی نامهنگارانه دربارۀ همسر اول دیهگو ریورا، نقاش مکزیکی آیدا گلنسایی: النا پونیاتوسکا، روزنامهنگار و…
چرا حافظ پر آوازهترین شاعر جهان است؟ محمدجواد فرزان با اشاره به نکتهها و رازهایی…
نوروز بمانید که ایام شمائید... نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید!…