شعر به مثابۀ نجاتِ زندگی
یکی از گویاترین گفتههای استیونس این است: «پس از آنکه باور به خدا از دست نهاده شد، شعر آن جوهری است که بهمثابه نجاتِ زندگی جای آن را میگیرد.» شعر شکلی ممکن از نجات را پیش مینهد، نجاتی که ما را به داستانوارگی جهان بهمنزلهی امری داستانی بازمیگرداند و معنای جهان را برای ما حفظ میکند (و لازم به گفتن نیست که فقط جهان نجات مییابد: قلمروي جلوهها، نمودها و دیدارپذیری). به گفتهی کرمود، شعر قادرمان میسازد تا «به دلیل جان بهدربردن نیرویی (یعنی نیروی تخیل) که زمانی خدا را برایمان کافی کرده بود، اکنون بدون او به زندگی ادامه دهیم و آن را نیک بدانیم».
دلخوشیها کم نیست: مثلاً این خورشید،کودکِ پسفردا، کفتر آن هفته...
سخنرانی بهرام بیضایی دربارۀ اساطیر در آثارش (بیشتر…)
مستند ریشهها دربارۀ بهرام بیضایی مطالب بیشتر 1. انواع بازآفرینی و بازنویسی بهرام بیضایی…
بریدههایی از کتاب «چگونه یونگ بخوانیم» نوشتۀ دیوید تیسی یونگ نخستین ضدروانپزشک بود که باور…