شعر به مثابۀ نجاتِ زندگی
یکی از گویاترین گفتههای استیونس این است: «پس از آنکه باور به خدا از دست نهاده شد، شعر آن جوهری است که بهمثابه نجاتِ زندگی جای آن را میگیرد.» شعر شکلی ممکن از نجات را پیش مینهد، نجاتی که ما را به داستانوارگی جهان بهمنزلهی امری داستانی بازمیگرداند و معنای جهان را برای ما حفظ میکند (و لازم به گفتن نیست که فقط جهان نجات مییابد: قلمروي جلوهها، نمودها و دیدارپذیری). به گفتهی کرمود، شعر قادرمان میسازد تا «به دلیل جان بهدربردن نیرویی (یعنی نیروی تخیل) که زمانی خدا را برایمان کافی کرده بود، اکنون بدون او به زندگی ادامه دهیم و آن را نیک بدانیم».
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…
رمانی نامهنگارانه دربارۀ همسر اول دیهگو ریورا، نقاش مکزیکی آیدا گلنسایی: النا پونیاتوسکا، روزنامهنگار و…
چرا حافظ پر آوازهترین شاعر جهان است؟ محمدجواد فرزان با اشاره به نکتهها و رازهایی…
نوروز بمانید که ایام شمائید... نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید!…