من قرصِ مسکنّم
در خانه عمل میکنم
در اداره تأثیرم پیداست
سرِ جلسهی امتحان مینشینم
در محاکمه حاضر میشوم
با دقت تکههای لیوان شکسته را به هم میچسبانم
فقط مرا بخور
زیر زبان حلم کن
فقط قورتم بده
و رویش آب بخور.
میدانم با بدبختی باید چکار کرد
چگونه خبر بد را تحمل کرد
بیعدالتیها را کاهش داد
و فقدان خدا را چگونه معلوم ساخت
و کلاه عزاداری مناسب چهره انتخاب کرد.
منتظر چهای_
ترحم شیمیایی را باور کن.
هنوز جوانی آقا (یا خانم)
باید به زندگیت سروسامانی بدهی.
چه کسی گفته
که زندگی باید دلیرانه سپری شود؟
پرتگاه خود را به من بده_
آن را با رؤیاها هموار خواهم کرد
آقا (یا خانم) از من سپاسگزار خواهی بود
به خاطر چهار دست و پا فرود آمدنت.
جانِ خود را به من بفروش
خریدار دیگری نصیبت نخواهد شد.
شیطانِ دیگری هم، وجود ندارد.
صص95-96
چه چیز لازم است؟
باید درخواست نوشت
باید زندگینامه را ضمیمهی آن کرد.
زندگی چه دراز باشد چه کوتاه
زندگینامه باید کوتاه باشد.
انتخابِ رویدادها و ایجاز در آنها ضروری است
به جای مناظر باید به نشانی آنها اکتفا کرد
و به جای خاطرات سیال به تاریخهای ثابت.
از همهی عشقها عشق زناشویی کافیست
و از بچهها فقط بچههای به دنیا آمده
مهمتر این است چه کسی تو را میشناسد
تا تو چه کسی را میشناسی
اگر صحبت از مسافرت باشد
تنها مسافرتهای خارج از کشور.
عضویت در چیزی، بدون گفتن دلیلش
مدالها، بدون گفتن علت دریافتشان.
طوری بنویس انگار هرگز با خودت حرف نمیزدی
و از خودت فاصله میگرفتی.
دربارهی سگها و گربهها و پرندهها ساکت بمان
همچنین دربارهی خرت و پرتهای خاطرهبرانگیز
دوستان و خوابها.
بیشتر قیمت مطرح است تا ارزش
و عنوان تا محتوا.
بیشتر اندازهی کفش مطرح است تا به کجا رفتنِ
آنکه خود را جایِ او زدهای.
در ضمیمهی آن عکسی که گوش چپ واضح باشد.
شکل آن مهم است نه چیزی که میشنود.
چه چیز شنیده میشود؟
سر و صدای دستگاههایی که کاغذ خمیر میکنند.
صص108-109
آدمها روی پل
ویسواوا شیمبورسکا
ترجمه شهرام شیدایی، مارک اسموژنسکی. چوکاد چکاد
نشر مرکز
مطالب مرتبط
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…