با ما همراه باشید

معرفی کتاب

شیرین فرّهی و رمان تاریخی‌عاشقانۀ «این سپهر رنگ‌به‌رنگ»

شیرین فرّهی و رمان تاریخی‌عاشقانۀ «این سپهر رنگ‌به‌رنگ»

شیرین فرهی را با رمان عاشقانه‌تاریخی «این سپهر رنگ‌به‌رنگ» شناختم. نویسنده با چیره‌دستی و افسونگری برهه‌ای از عصر هخامنشیان را به زیبایی هرچه تمام‌تر روایت می‌کند. شخصیت‌های این کتاب آن‌چنان زنده، نیرومند و صمیمی خلق شده‌اند که محال است بعد از آشنایی با آن‌ها فراموش‌شان کنیم: پادرا، دلارام، ده شیاته، کوروش، پروشات، استاتیرا و ده‌ها مکان و شخصیت دیگر.

در این اثر سواد تاریخی با تخیلی نیرومند درهم می‌آمیزد و رمانی خلق می‌کند که هم تأثیرگذار است، هم آگاهی‌بخش و هم سرگرم‌کننده. لطف این اثر در آن است که هرگز در خلال آن تاریخ بر ادبیات غلبه نمی‌کند بلکه نویسنده تعادلی میان این دو جنبه ایجاد کرده است.

یکی از درخشان‌ترین ویژگی‌های این کتاب حفظ تپش و شور و هیجان روایت تا پایان آن است، دیگر فضاسازی هنرمندانه و ساخت ماشین زمانی که ما را با بخشی از فرهنگ و تاریخ خودمان آشنا می‌کند که چیز زیادی دربارۀ آن نمی‌دانستیم. نویسنده به مدد دانش وسیع، تخیل شگفت‌آور و بینش عمیق خود ایران باستان را چنان بازآفرینی کرده که کاملاً باورپذیر و مأنوس از آب درآمده است. این رمان که اثری کاملاً ایرانی است، در زمانه‌ای که مفهوم سرزمین و وطن سخت بی‌فروغ شده است، ما را به یاد گذشته‌مان می‌اندازد. نه برای ماندن در آن و افسوس بلکه برای پلی ساختن رو به آینده‌هایی شاد و پر از بهروزی. 

این سپهر رنگ‌به‌رنگ رمانی پر از رنج و شادی، عشق و جدایی، تعصب و سوءتفاهم، اسارت و آزادی، خست و جوانمردی و وقار و خانمی است. شخصیت‌ها بی‌اینکه قصد سخنرانی داشته باشند، فقط با جذبه و گیرایی‌شان به ما درس می‌دهند و بر ما می‌افزایند. امیدوارم لذّت خواندن این رمان بی‌نظیر را از دست ندهید.

بخشی از این کتاب:

«از زیر دروازه‌ی شهر که گذشتند، دلارام با نقش حیوانات آشنایی بدرود گفت که تا به یاد داشت بر آجرهای لعاب‌دار فیروزه‌ایِ دروازه جا خوش کرده بودند. این واپسین نگاه به زادگاهش انگار چیزی را در وجودش تکان داد. انگار در نوای نسیم آشنایی که گونه‌هایش را می‌نواخت، انعکاسی از آوای روزگاران گذشته را می‌شنید. آهنگ صدای پدرش بود که داشت او را از افسردگی بازمی‌داشت. می‌گفت زندگی جدید خود را با خیالات بد و نگرانی‌های بیجا آغاز نکند، نگاهش به پیش رو باشد و نه به پشت سر. زمزمه‌ی آهنگین مادرش را در گوش ذهن خود شنید که همیشه می‌گفت گریزی از تقدیر نیست، پس بکوشد ذهنش را آکنده از اندیشه‌های سودمند کند و شاد باشد تا خشنودی همیشه همراهش بماند.»

مشخصات کتاب
این سپهر رنگ‌به‌رنگ
شیرین فرّهی
نشر نی

شیرین فرّهی و رمان تاریخی‌عاشقانۀ «این سپهر رنگ‌به‌رنگ»

شیرین فر
لینگ

شیرین فرهی: پدیدۀ رمان‌نویسی زنان

برترین‌ها