با ما همراه باشید

اختصاصی کافه کاتارسیس

«برای خواهرم مهسا امینی» شعر و صدا آیدا گلنسایی

«برای خواهرم مهسا امینی» شعر و صدا آیدا گلنسایی

دانلود شعر

 

پیراهن بلند و ساده‌ای بودی بر تن ایران

که زخم‌ها و کبودی‌هایش را می‌پوشاندی

خنده‌های بی‌خبر و معصومی بودی از دیار کردستان

از دیار آذربایجان

از دیار مازندران و خراسان و خوزستان

خنده‌های سرسبز تمام دخترهایی که جز

به کوه و دشت و آب‌های زلال نمی‌اندیشند.

«برای خواهرم ژینا امینی» شعر و صدا آیدا گلنسایی

تو چه می‌دانستی که شب به شاهرگ‌ها رسیده است؟

تو چه درکی می‌توانستی از تاریکی داشته باشی، خلاصۀ خورشید؟

 

چشم‌های بی‌گناهت را خالی کردند از نگاه

آن‌ها

آن‌ها که نمی‌دانند میان زن و زیبایی نمی‌توان تفرقه انداخت

همان‌گونه که میان رنگین‌کمان و باران و آسمان

این‌چیزها مثل آب ساده و بدیهی است

بدیهی است که بهار با اجبار و فشار میانه‌ای ندارد

بدیهی است که جثۀ کوچک ماه

نباید ظلمت را به این اشتباه بیندازد

که مالکِ روشنایی اوست

بدیهی است که تو الان باید قلبی می‌داشتی

و با آن عاشق عروسک‌هایت می‌شدی

 

ببخش سرزمینی را که برایت مادری نکرد

و ببین مردمی را که این‌گونه به جای گیسوان تو

آشفته و پریشان‌اند

برای حرمت گیسوان تو

که هیچ نبود جز قصیدۀ بلند سوگواری

 

دختر ایران!

گوشوارۀ گرانبهای جواهرنشان!

تو را ربودند

و خاک را با گنجینه‌ای دیگر غنی کردند

اما تو زادۀ سرسخت کوهستان

پیلۀ پایان را خواهی شکافت

و دوباره ققنوسی نو

کابوس تمام خاکسترها خواهد شد…

 

 

برترین‌ها