با ما همراه باشید

اختصاصی کافه کاتارسیس

«طبیعت کردستان» شعر و صدا: آیدا گلنسایی

«طبیعت کردستان» شعر و صدا: آیدا گلنسایی

«طبیعت کردستان» شعر و صدا: آیدا گلنسایی

 

طبیعت کُردستان

(برای پدرم و مادرم که دوستانِ نزدیکِ آینه‌هایند)

 

تا به حال شده قولی دهید به گُل‌های سوری؟

و دوریِ خود را با گونۀ نادر قوهای سیاه بسنجید؟

تا به حال شده برای مشورت

پیش درختانِ کهنسال بروید

و درک کنید شبتاب

واو عطف معطری‌ست

بین شادی‌ها و جهان؟

احترامِ آب‌های رام را نگه داشته‌اید

وقت ریختن در لیوان،

تا به حال؟

من از پس همۀ این‌ها برآمده‌ام

و بیشتر…

 

وقتی طلاق باتلاق شد و

همۀ امنیتی را که پشت نام شوهر بود،

پایین کشید

دستان کوچک پسرم را محکم نگه داشتم

نگذاشتم آب تکان بخورد

در دل قایق‌های کاغذیش

و با تظاهر به ظهری خنک گفتم:

از درختِ سوخته‌ای که انار می‌دهد، بترسید

از زنی که قدر ارزنی

پا پَس نمی‌کشد از پرندگی.

 

پُر بیراه خواندن ماه

موضوع بحث ما نبود

به خودم نهیب زدم

در سیلِ اشک‌هایی فروخورده:

بشوی روحت را از شوی

و به راهت ادامه بده

به سبک سیل

نه مثل گودالی که تصویر دیگران را

گدایی می‌کند.

چه فایده گفتن اینکه من می‌توانستم

چشم و چراغِ باغ بهتری باشم؟

 

دستان کوچک پسرم را محکم نگه داشتم

و عروسی را دیدم

با لباسی معصوم و دنباله‌دار

که می‌رفت به سمتِ آتلانتیس

 

تا به حال شده

داغی ستاره‌ها را کفِ دست‌هایتان حس کنید؟

و سطلِ صدایتان

پر از صدف‌های تازه صید شده باشد؟

من از پس همۀ این‌ها برآمدم

اما هیچگاه نتوانستم

به پدرم بگویم دوستش دارم

و به مادرم که به طبیعتِ کردستان می‌مانست.

نتوانستم بگویم

دور گرفتن از نور

دلیل دیگری دارد جز حوضِ بی‌ماهی.

«طبیعت کردستان» شعر و صدا: آیدا گلنسایی

چیزهایی که هرلحظه فرو می‌ریزند عذابم می‌دهند

چیزهایی که هر لحظه فرو می‌ریزند عذابم می‌دهند

 

موهای سپید مادر

که دیگر رنگ‌ها تسلی‌اش نمی‌دهند

و چهرۀ رو به پایان پدر

 

من از پیریِ قصه‌های پریان

به بالونِ شعرها پناه آورده‌ام

و با انداختن کیسه‌های سنگین دلبستگی

بالا می‌روم

بی‌داشتن هدفی در ارتفاعات تنهایی.

«طبیعت کردستان» شعر و صدا: آیدا گلنسایی

من که از پسِ

جهان را جزیره‌ای دیدن

محصور در آب‌های مصوّر، برآمده‌ام

و زبانِ بومی گیاهان صحرایی

برایم آب ِخوردن است

از صورت فرتوت درخت توت

و چهرۀ پرچین پرده

اشک‌هایم جاری می‌شود…

 

باز باران گرفت

چه بی‌وقت است این گل ساعتی

 

خوش به حال میوه‌های کال

که درکی از افتادن ندارند

خوش به حال میوه‌های کال…

«طبیعت کردستان» شعر و صدا: آیدا گلنسایی

خرید آنلاین کتاب سماع در سنگستان
خرید آنلاین کتاب کافه کاتارسیس

برترین‌ها