لذتِ کتاب‌بازی

«برای آشتی» شعری از آیدا گلنسایی با صدای او

«برای آشتی» شعری از آیدا گلنسایی با صدای او

برای آشتی

صدایت
پاسیویی پر از کاکتوس‌های رنگی‌‌ست
ریسمانی که سرِ آن می‌رسد
به بی‌فکریِ بادبادک‌ها
صدایت پنجره‌ای گشوده است
بر ازدحام زرافه‌هایی که مرگ را
برگ به برگ می‌جوند

ساده کرده‌ای تخته‌سنگ‌ها را
تا سطح عبور رود
و تسکینی هستی
برای اعصاب خط‌خطی نقاشی‌ها
سوقم می‌دهی
به صمیمیتی که در شکستن قواعد است
مثلاً این‌که پاییز را زنی ببینم زردپوش
که می‌رود به مهمانیِ درخت

وقتی نیستی
گویی گویِ پیشگویم را گم کرده‌ام

برای آشتی پیشقدم می‌شوم
کال است تاریکی بدون ماه
و عشق تنها اقلیمِ حاصلخیز جهان است

هرچند ننشستم سر جایم
پشت نیمکت‌های اطاعت
هرچند جنگل را
نمی‌شود از تنهایی ترساند
اما آیا این‌‌ها به معنیّ نفرت است؟
مطمئن نباش!
من همیشه پشت خوشه‌های خشم خویش
روحی شرابی داشته‌ام

برای آشتی پیشقدم می‌شوم
تا بیش از این وقفه نیفتد
بین سبز و برگ
تا چهره‌ی دریچه‌ها باز شود

گلدان‌ها گُل می‌گویند
بیرون بهار گرفته است
باید برگردیم به وسعتِ گیاهی‌مان
باید برگردیم…

مشخصات کتاب

سماع در سنگستان

آیدا گلنسایی

نشر مروارید

«برای آشتی» شعری از آیدا گلنسایی با صدای او

مدیریت

فریادی شو تا باران وگرنه مُرداران... احمد شاملو

Recent Posts

و من چنان پُرم که روی صدایم نماز می‌خوانند…

و من چنان پُرم که روی صدایم نماز می‌خوانند...

2 ساعت ago

رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی

رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…

6 ساعت ago

جمله‌هایی برای ادامه دادن…

جمله‌هایی برای ادامه دادن...                      

7 ساعت ago

موسیقی و آواز شرق و جنوب خراسان

موسیقی و آواز شرق و جنوب خراسان

7 ساعت ago

ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو

ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…

2 روز ago

کافه‌کاتارسیس «هشت‌ساله» شد…

کافه‌کاتارسیس «هشت‌ساله» شد هشت‌سال پیش بود که کافه‌کاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…

3 روز ago