با ما همراه باشید

اختصاصی کافه کاتارسیس

از طرف جنوب، شعر: رضا جمالی حاجیانی

منتشر شده

در

از طرف جنوب، شعر: رضا جمالی حاجیانی؛ صدا: آیدا گلنسایی

از طرف جنوب

از طرف جنوب، شعر: رضا جمالی حاجیانی؛ صدا: آیدا گلنسایی

من از طرفِ جنوب آمده‌ام

برای شما از دریا و آفتاب حرف بزنم

و از گیسوانِ زنی

که خواهرِ ناتنیِ موج‌هاست

با دهانی که به گلو نمی‌رسد

به ایستگاهی متروکه می‌انجامد در جمعه‌ای ابری

چنان ابری

که بلیت‌های دوسویه باطل می‌شوند

و چشم‌هایی با دو دانۀ انگور

شناور در شرابی سرخ

با اضطراب‌ها و سرگیجه‌ها و

چه‌ها و چه‌ها

آمده‌ام برای شما از دریا و آفتاب حرف بزنم

و از زنی

که نام کوچکش آوازِ مدامم بود اگر پرنده‌ای بودم

هر صبح و غروب

تنهاتر از «هدایت»، در غربتِ جهان

مُرده بودم و سایه‌ام

کنارم دراز کشیده بود

دستش بر سینه

سرش رو به آسمانی که معجزه‌ای نداشت:

مرا بیامرز بادِ جنوب

که پوستم بوی دریا می‌دهد و

بر شانه‌ام

گرد غله نشسته است

بیامرزم

که رؤیاهای جوان‌مرگ‌شده در خود دارم

انگشت بر لب‌هایم بگذار و

برای آوازهای مُرده فاتحه بخوان

من حاملِ بیست‌وچهارساعتۀ دقایقی از دوردست بودم:

ای دچار شوی به یادآوری

هر روز بشویی شن‌ها را از پوستت

غروب را بتکانی از پیشانی‌ات

من مرغ دریایی دیده بودم در سکناتت

و خیال می‌کردم دریا در تو سُکنا دارد

یک‌باره

کمرِ تفنگی شکسته شد در دلت

و شلیک…

من از طرفِ جنوب آمده‌ام از این به بعد

از دریا و آفتاب حرف بزنم

از زنی زیبا

که در گوشم گفت: زنده شو بیا

بیا جنوبِ یکدیگر باشیم

و به هم کوچ کنیم

منبع

ماهیانِ خاکزی

رضا جمالی حاجیانی

نشر چشمه

صص42_45

از طرف جنوب، شعر: رضا جمالی حاجیانی

برترین‌ها