سرودهای از مجموعۀ استیگماتا اثرِ م.ع. سبحانی
چشم میگردانی
جهان پیش پایت به چاهی بدل میشود
بیاتّصال به هیچ قناتی
عطش بر عطش میافزاید
آرزو میکنی
کاش یوسفی بودی
که کسانی تو را در چاه بیندازند
و کسانی تو را از چاه برگیرند
چشم میگردانم
یوسفی میشوم
افکنده در چاهی
که به همۀ قناتهای جهان متصل است
و کاروان مرگ از راه میرسد
مرا بیرون میکشد
به برادران دینیام میفروشد
تا به جای پیراهن
بدن پاره پارهام را توتیای چشم پدر کنند
که ما نسل در نسل
پیغمبرانی شکست خورده بودیم
شعهایی از مجموعۀ استیگماتا سرودۀ م.ع. سبحانی
پ ن:
استیگماتا پدیده ایست که احتمالاً در تعدادی از قدیسین مسیحی مشاهده شدهاست و هیچ توجیه علمی قانعکننده ای برای آن وجود ندارد. در این حالت آثار زخمهایی، مشابه زخمهایی که موقع به صلیب کشیدن مسیح در وی به وجود آمده بودهاست، روی بدن شخص ظاهر میشود. اولین مورد ثبت شده در این مورد مربوط به فرانسیس آسیزی قدیس (St. Francis of Assisi) است.
منبع
استیگماتا
م.ع. سبحانی
نشر مهری
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…