با ما همراه باشید

اختصاصی کافه کاتارسیس

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

منتشر شده

در

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

یاسر فراشاهی نژاد پیشتر در کتاب ِ نظریه‌های رمان در ایران توجه خود را به مبانی فکری و فلسفی آثار ادبی نشان داد و به دو پارادایم هگلی و کانتی قائل شد. در آن کتاب دیدیم در پنجاه سال اخیر چگونه نگاه‌های هگلی (نقد محتواگرا) و پس از آن کانتی (نقد فرم‌گرا و خودارجاع) در نقدهایی که بر رمان‌ها نوشته‌اند، حاکم شده است. او در کتاب فرار از فرم، این تلاش را ادامه می‌دهد تا مباحث را به وضعیت نقد رمان به پس از انقلاب بکشاند و مطالعاتش را کامل کند. وی در نتیجۀ این تلاش به «پارادایم قدسی» قائل می‌شود و در آراء زیبایی‌شناسانۀ روشنفکران دینی و افراد برآمده از نظام‌های سنتیِ ظاهراً روی آورده به تجدد کنکاش می‌کند.

«فرار از فرم» به ما نشان می‌دهد چگونه هر دو گروه سنتی و متجدّد ایران بدون اینکه با یکدیگر وارد گفتگو شوند، از سنت یا تجدد استفادۀ ابزاری کرده‌اند. ضمنِ این، او خطرات پارادایم قدسی و سقوط به عرصۀ مطلق‌گرایی را به ما گوشزد می‌کند و به نقد رمان‌هایی می‌پردازد که در یک فضای تک صدایی نوشته و دیده می شند.

در این کتاب ما با یک شباهت بنیادین بین سنتی‌ها و متجددان روبرو می‌شویم: هر دو گروه نمی‌خواهند همدیگر را بشنوند و در این فضاست که رمان عقب‌تر از داستان می‌ایستد. زیرا رمان محتاج گفتگو، تکثر، صداها و عقاید مختلف است برخلاف داستان که تک صدایی هم پیش می‌رود. (محمدمنصور هاشمی در کتاب «نقد و تحلیل داستان‌های صادق هدایت» به درستی تذکر می‌دهند که به همین دلیل است که نویسنده‌ای مثل صادق هدایت تنها می‌تواند داستان و داستان کوتاه خلق کند نه رمان زیرا او نمی‌تواند از عقاید خود عبور کند و خیلی جاها مثلاً در داستان «حاجی آقا» یا «علویه خانم» کاملا ًهیجان زده و پرشور و بی‌اینکه موقعیت داستانی آن فراهم شده باشد، وارد داستان می‌شود و عقاید خود را در دهان شخصیت‌ها می‌گذارد)

در اینجاست که ذهن مخاطب تلنگر می‌خورد و درمی‌یابد چه شباهتی است میان نویسنده‌های تک صدایی پس از انقلاب که می‌کوشند پشت نامِ داستان ایدئولوژی خاصی را به خواننده تحمیل کنند با نویسنده‌ای مثل صادق هدایت. «فرار از گفتگو» شباهت این‌ها و عامل عقب ماندن ما در زمینۀ رمان است. خیلی وقت‌ها هم نادانسته به اثرهایی که ماهیت تک صدایی دارند و در واقع تنها یک داستانند نامِ رمان می‌دهیم بی‌اینکه ماهیت فلسفی رمان را مد نظر داشته باشیم.

بنابراین می‌توان دغدغه‌های کتاب فرار از فرم را چنین خلاصه کرد: تلاش برای وارد گفتگو شدن با سنتی‌ها، متجددها و نقد هر دو گروه، معرفی پارادایم قدسی که آخرین نقطۀ سیرِ فکری زیبایی وهنر ما را تا امروز نشان می‌دهد، معرفی و نقد شاخص‌ترین چهره‌های آن مانند عبدالکریم سروش، علی شریعتی، مرتضی مطهری، محمد مددپور و سید حسین نصر، نقد پارادایم قدسی و نشان دادن رگه‌های فاشیسم در افکار متجددترین نویسندگان ایران.

نکتۀ آخری که پیش از ورود به فضای این کتاب و آوردن بخش‌هایی از آن باقی می‌ماند، اشاره به ایجاز این کتاب و حجم کم آن است که بدون قربانی کردن بحث‌ها از درازگویی اجتناب کرده است. البته از آنجا که این اثر تکمیل کنندۀ همان مباحث «نظریه‌های رمان درایرانِ» ایشان است بهتر است با آن یکی شود تا سیر فکری و فلسفی نظریه‌های رمان در صد سال اخیر ایران را آینگی کند. و اینک بخش‌هایی از این کتاب:

آیت الله خمینی در کتاب کشف الاسرار، که در جواب اسرار هزارساله نوشته شده، با وام‌گیری از گفتمان روشنفکری، فلسفه غرب و همسازی فقه و علم، از نخستین افرادی بود که سنت‌های مذهب تشیع را به سطح گفت‌وگوهای مدرن کشاند. آیت الله خمینی در کتاب مذکور، برای اثبات روح، به آرای افلاطون و ارسطو، و حتی دکارت، یکی از برجسته‌ترین معماران تفکّر مدرن، اشاره می‌کند و می‌نویسد: «دکارت فقط به روح عاقله قائل بود و در اطراف چگونگی امتزاج روح و جسم اهتمام داشت… بنابراین جسد فانی شود و روح باقی بماند. افرادی که تبعیت از دکارت کردند بسیارند گرچه در خصوص امتزاج روح عقلایی و جسم با او مخالفت کردند.»… پرواضح است که آیت الله خمینی، با این سخنان می‌پذیرد که وارد روایتی متجددانه شود و دین را امری کاملاً عقلانی و علمی بنماید.

صص38-39

 

آیت الله مکارم، خلاف آل احمد که بر نقش ماشین تکیه داشت، بیشتر بر اهمیت فرهنگ پای می‌فشرد و عقدۀ حقارت شرقیان را در مقابل اقتدار صنعتی غربیان نکوهش می‌کند. جالب اینکه مکارم شیرازی غالباً برای اثبات سخنانش به سخنان محقاقان غربی از جمله گوستاو لوبون ارجاع می‌دهد. مکارم از لوبون نقل می‌کند که مسلمانان تا 600 سال استاد اروپاییان بودند و در نقد عقدۀ حقارت شرقیان می‌نویسد: « این احساس حقارت که از آغاز « صنعتی شدن غرب» و «بازار مصرف شدن شرق» شروع شده، چنان روح مردم شرق را فراگرفته که اصالت، سوابق درخشان علمی، استعداد ذاتی، و همۀ قدرت‌های خلاق روحی خود را فراموش کرده‌اند.»

ص 44

 

جریان‌ها و روایت‌های نوظهور تاریخی، حتی برخی از روشنفکران ایرانی تحصیل کردۀ فرنگ را شیفته خود ساخت. این روشنفکران گاه به علت همراه شدن با جریان غرب‌ستیزی، و شیفتگی در برابر ساحت مقدس سنت، از تحلیل‌های علمی و تاریخی فاصله گرفتند. مثلاً داریوش شایگان می‌نویسد: « آنچه، فی المثل، تمدن اسلامی را اسلامی می‌کرد، میراثی بود که از طریق امانت اسلام به اقوام گوناگون رسیده بود. ابن سینا و غزالی، بیش از آنکه ایرنی باشند، مسلمان بودند. «ایرانیت» صفتی بود که به جوهر مشترک رنگ می‌داد، مشخص می‌کرد، ولی آن را تعیین نمی‌کرد. اسلام دایرۀ بزرگی بود که همه را در برمی‌گرفت. هویت ایرانی، عرب و ترک حکم دایره‌های کوچکتری را داشت که در دایرۀ بزرگ باهم یکی می‌شدند و رنگ خاص خویش را نیز حفظ می‌کردند. اختلافی که امروز بین کشورهای اسلامی درباره هویت ملّی فلان متفکر یا فلان هنرمند وجود دارد ناشی از ناسیونالیسم غربی است. چنین فکری هرگز به ذهن آن متفکران خطور نمی‌کرد. ناسیونالیسم عرب و ادعای اینکه اسلام عربی است زاییده همان ناسیونالیسم است».

سهل است که همیشه همه‌چیز را به گردن غرب بیندازیم، اما برای راقم این سطور مشخص نیست که چگونه اندیشمندی چون شایگان تمام وقایع تاریخی و عصبیت و تحقیری را که اعراب به ایرانیان روا می‌داشتند فراموش می‌کند. دودیگر اینکه اگر این تعصبات امری صرفاً جدید و ناشی از ناسیونالیسم غربی است، چه لزومی داشت که فردوسی برای احیای تمدن محتضر ایرانی یکی از بزرگ‌ترین آثار حماسی جهان را خلق کند. حتی اگر بخواهیم نسبت به تمام روایت‌های تاریخی: ابن اسحاق، طبری، ابن‌اثیر، مسعودی و دیگران بی‌توجه باشیم، کوشش حکیم نستوه توس را برای احیای تمدن ایرانی با چنین تفاسیری چگونه می‌توان فهمید؟

صص 51-50

 

انقلاب کوپرنیکی عبدالکریم سروش را باید در نظریۀ معروف او، یعنی «قبض و بسط تئوریک شریعت» جست‌وجو کرد. سروش در طرح این نظریه ابتدا اشاره‌ای به انقلاب کوپرنیکی، و انقلاب فلسفی کانت دارد و نشان می‌دهد که خود به خوبی از این چرخش فکری آگاه است. همان‌طور که کوپرنیک خورشید را ثابت می‌گیرد و زمین را به گرد آن به چرخش درمی‌آورد، سروش در پی این است که دین را ثابت، و فهم دینی را در بستر تاریخ متغیر فرض کند.

ص 64

 

همچنانکه مارکسیسم در نظر شریعتی وسیله‌ای بود که در مبارزه به کمک سنت می‌آمد، مفهوم دموکراسی هم برای روشنفکرانِ دینی پس از انقلاب در حد وسیله و روش تقلیل یافت. شبستری همچن سروش بر این باور است که دموکراسی یک شیوه حکومت است که منافاتی با اسلام ندارد. بنابراین می‌توان گفت وسیله پنداشتن مدرنیته باعث می‌شود که این اندیشمندان دینی، فرهنگ، تاریخ و اومانیسم دموکراسی را نادیده بگیرند و آن را در حد روشی نزار برای ادارۀ مملکت تقلیل دهد. نکتۀ دیگر اینکه هم سروش و هم شبستری جذبه‌های ایمانی امر مقدس و قدسی را سخت باور دارند. و این به گونه‌ای همان بی‌خویشتنی (الیناسیون) شرقی است که در نهایت در مقابل پرسش‌های فلسفی سدی سدید می‌سازد.

ص 68

 

پرسشی که از طرف روشنفکران دینی بی‌پاسخ مانده این است که آیا پذیرش بی‌خویشتنانۀ یک مطلقِ قدسی، زمینه را برای پذیرش مطلق‌های مقدس فرهنگی، سیاسی و اجتماعی فراهم نمی‌کند؟ باری، وسیله پنداشتن دموکراسی همواره دموکراسی را در خطر تحریف قرار می‌دهد و امر قدسی ممکن است استبدادپذیری را گسترش دهد. به نظر می‌رسد این دو موضوع همچنان روشنفکران دینی ما را تخته‌بندِ سنت کرده است و می‌توان گفت، سنت در اندیشه‌های آن‌ها جلوه‌ای متجددانه یافته ولی متجدد نشده است.

صص 70-69

 

سید حسین نصر سنت را کاملا قدسی تصور می‌کند و در پی ویرانی انسان مدرن است. این نگاه، به نصر و استادانش اجازه نمی‌دهد که در کنار عناصر مثبت و درخشان سنت‌های شرقی، جنبه‌های منفی سنت، همچون استبداد شرقی را نیز در نظر آورند. می‌توان گفت تفاوت ساختاری چندانی بین نظرات نصر و ایدئولوگ‌های چپی چون طبری وجود ندارد. طبری هم منتقد هنر مدرن و مکاتب به زعم او پوچگرایی چون اگزیستانسیالیسم و اکسپرسیونیسم بود. طبری و حزب تودۀ ایران، مارکسیسم را که خود نگاهی است منتقدانه و پویا به نظام سرمایه، به امری مقدس و البته جزمی تقلیل داده بودند…همانطور که تفکرات جزمی توده‌ای‌ها راهی برای گفت و گو باز نمی‌گذاشت، سنت‌زدگی استادان غرب‌نشین و نوستالوژی‌زدۀ معاصر هم امکان گفت‌وگوی فرهنگ غرب و شرق را ناممکن می‌سازد.

ص 89

 

صادق هدایت به عنوان یکی از برجسته‌ترین روشنفکران و نویسندگان معاصر ایران، از جمله افرادی است که از جریان‌های فاشیستی هم‌روزگارش سخت تأثیر پذیرفته است. هدایت، در یک روایت نوستالوژیک، اعراب را ویران کنندۀ فرهنگ ایران می‌دانست. هدایت همچون بسیاری از مدرنیست‌های هم‌روزگارش اسلام را عامل بسیاری از گرفتاری‌های فرهنگی ایرانیان قلمداد می‌کرد و در داستان‌هایی چون محلل، علویه خانم و طلب آمرزش از ریاکاری و تقوای دروغین مردم سرزمینش انتقاد کرد.

ص 103

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

آنچه روشنفکران ایرانی از غرب آموختند، تندروی‌های متعصبانه دور از مدارا بوده است. ایران فاقد یک سنت فلسفی نیرومند است، و سابقۀ دور و درازش در عرفان و ادبیات، بستر فکری مناسبی برای پذیرش اندیشه‌های رادیکال ضد استدلال و عقل فراهم می‌ساخت. علاوه بر این، شرایط تاریخی و آشوب‌های پی در پی ایران، خاصه از مشروطه به بعد، روشنفکران ایرانی را به نوعی مطلق‌انگاری بومی سوق داد. به بیان دیگر، مکتب‌های جدید فکری اروپایی در ایران پس از استحاله، سازوکاری کاملا عرفانی و اسطوره‌ای پیدا کرد.

ص 109

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

نهایتاً نویسنده معتقد است ظهور پارادایم قدسی در ایران اگرچه این حُسن را دارد که بر اساس سنت‌های ارزشمند بومی_اسلامی است اما دچار نوعی انحصارگرایی شبه ایدئولوژیک است که مقابل روح آزاد ادبیات می‌ایستد و به آن امر و نهی می‌کند و از خلق اثری درخور عاجز است. در این فضا نوعی «فرار از فرم رمان» _ که خواهان گفت‌وگوی اندیشه‌های مختلف و متضاد است_ اتفاق می‌افتد. بنابراین در این اثر، با آن زمینه‌های فلسفی و فکری که ما را در آفرینش رمان عقب نگه می‌دارد، آشنا می‌شویم. روشنفکران این جریان را با نوع نگاه‌ زیبایی‌شناسانه‌‌ای که دارند می‌شناسیم و مجال می‌یابیم که نقد آن‌ها را بشنویم. ماحصل این گفتگوهای متضاد، تمرین گفت و گو با غیرهم‌فکران، مدارا  و رسیدن به درک عمیق‌تری از جریان خلق و نقد رمان در چهل سال اخیر است.

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

مشخصات کتاب

تأملی در کتاب فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان نوشتۀ یاسر فراشاهی نژاد

فرار از فرم

تحلیل تطور پارادایمی رمان و نقد رمان در ایران

یاسر فراشاهی نژاد

نشر طرح نو

 

مطالب بیشتر

  1. نگاهی به کتاب‌های نشر «طرح نو» پس از سیزده سال تعلیق از فعالیت
  2. پژوهشی در مبانی فکری نظریۀ ادبی حزب توده
  3. شمارۀ جدید ایران نامگ منتشر شد
  4. از تجدد بومی تا سنت متجددانه در ایران

 

 

برترین‌ها