با ما همراه باشید

نقد و بررسی کتاب

نگاهی به دو رمانِ «روی ماه خدا را ببوس» نوشتۀ مصطفی مستور و «منِ او» اثرِ رضا امیرخانی

منتشر شده

در

نگاهی به دو رمانِ «روی ماه خدا را ببوس» نوشتۀ مصطفی مستور و «منِ او» اثرِ رضا امیرخانی

نگاهی به دو رمانِ «روی ماه خدا را ببوس» نوشتۀ مصطفی مستور و «منِ او» اثرِ رضا امیرخانی

اگر نگاهی به دو رمانِ مشهور برآمده از پارادایم قدسی داشته باشیم، خواهیم دید که این تفکّر (پارادایم قُدسی) بعد از چند دهه هنوز در ادبیات به خلق آثار ادبی درخور نینجامیده است.

نگاهی به دو رمانِ «روی ماه خدا را ببوس» نوشتۀ مصطفی مستور و «منِ او» اثرِ رضا امیرخانی

رمان یا داستان بلند روی ماه خدا را ببوس، دلخواه و نادلخواه نویسنده‌اش، در نهایت ایدئولوژیک و شعاری است. در داستان راهبر و مرشدی به نام علیرضا وجود دارد که به ایمان مطلق رسیده است و آدم‌هایی که ایمان ندارند در نظر نویسنده و برخی شخصیت‌هایش کافر و ملحد و…هستند.

در این داستان، انسان‌هایی که در تلاشند با جهان نسبتی منطقی و علمی برقرار کنند همه وازده و سرخورده‌اند. این داستان ادعایی مذهبی است بی‌هیچ کشف و شهودی؛ کشف و شهودی که در آثار عطار و احمد غزالی خودش را در مسیر حکایت نشان می‌دهد، اما در داستان مذکور، نویسنده از پیش تصمیمش را گرفته است. بنابراین گفت‌وگوهای داستان چیزی جز تحمیل باورهای نویسنده به دوش شخصیت‌ها نیست. مثلا دختری که فکر می‌کند همسرش از ایمان به شک رسیده از قبول او تن می‌زند یا فرد وازده و وامانده‌ای از آمریکا به ایران آمده با چند موعظه راهی زیارت مشهد می‌شود.

تفکر غالب بر این داستان، نفی عقل است و تبلیغ نوعی شهود مصنوعی، ولی از آنجا که در مسیر داستان کشف و شهودی مشاهده نمی‌شود این داستان به ضد خودش تبدیل شده است. از این‌روی می‌توان گفت در این داستان تنها یک شعار تولید شده: عقل را کنار بگذارید و ایمان بیاورید آن هم تنها یک نوع خاص از ایمان که نویسنده ارائه داده و دلالت‌های ضمنی‌اش در داستان مشخص است. گرچه نویسنده کوشیده گفت وگوهایی را در دهان شخصیت‌ها بگذارد اما در پایان داستان، تقریباً هر مخاطب آشنا با داستان، متوجه می‌شود که یک مبلغ دینی در مقابل ماست نه یک رمان‌نویس.

رمان مشابه دیگر رمان «من او» اثر امیرخانی است. این رمان حاصل همان نگاه ابزاری به تجدد است. در این رمان هم با نویسنده‌ای مواجه هستیم که در پی اثبات جابرانۀ عقاید خود است. این نویسنده تلاش کرده از الگوهای به اصطلاح پست مدرن فراداستانی استفاده کند اما در نهایت از فرم گفت‌وگویی رمان فرار کرده است. در این داستان هم تفکر مرید و مرادی محض تبلیغ می شود و جایی برای پرسشگری نقاد وجود ندارد. نویسنده این رمان تصور کرده است که می‌توان از شیوه‌های روایی جدید استفاده کرد، بی‌آنکه ماهیت نسبی و فلسفی آن را دریافت. این‌همه، حاصل نگاه ابزارگون به ادبیات است و گویی نویسنده با تفکر مهندسی به داستان و ادبیات می‌نگرد. البته روایت‌شناسان و برگزارکنندگان کلاس‌های داستان‌نویسی در جا انداختن این تفکر ابزاری به ادبیات بیش از رمان‌نویسان نقش داشته‌اند. آنچه این روزها در کتاب‌های روایت‌شناسی و داستان‌نویسی می‌بینیم چیزی جز آموزش تکنیک نیست و به نظر می‌رسد این تکنیک‌زدگی نویسندگان بسیاری را تحت تأثیر قرار داده و از اندیشیدن به ماهیت انسان و داستان دور ساخته است.

منبع

فرار از فرم؛ تحلیل تطور پارادایمی رمان و نقد رمان در ایران

یاسر فراشاهی‌نژاد

نشرِ طرحِ نو

صص116-118

نگاهی به دو رمانِ «روی ماه خدا را ببوس» نوشتۀ مصطفی مستور و «منِ او» اثرِ رضا امیرخانی

مطالب بیشتر

  1. تأملی در کتاب نظریه‌های رمان در ایران نوشتۀ دکتر فراشاهی‌نژاد
  2. پژوهشی در مبانی فکری نظریۀ ادبی حزب توده
  3. از تجدد بومی تا سنت متجددانه در ایران
  4. چه کسی دهان شاعر را دوخت؟

برترین‌ها