به همۀ دلهای پر تپش: پانزده سالگیِ رضا یزدانی
متنِ شعر پانزده سالگی
خاطرات تو که باشه با گذشته بیحسابم
تو کدوم صندوق پسته نامههای بیجوابم
جونمو برات میدادم هرچی میگفتی همون بود
غم و غصه که نداشتیم دنیا قد کوچمون بود
دنیارو بهم میریختم اگه تو لب تر میکردی
وقتی آینده عجیبه به گذشته برمیگردی
من یه قاب عکس کهنه تو هجوم خاطراتم
به چشات خلاصه میشه آخرین راه نجاتم
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظههای انتظارو دل دل عقربهها رو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
دورهی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظههای انتظارو دل دل عقربهها رو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
خاطرات من یه دشت از سوسنای چلچراغه
خندههای تو هنوزم همه جای این اتاقه
من یه قاب عکس کهنه تو هجوم خاطراتم
به چشات خلاصه میشه آخرین راه نجاتم
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه های انتظارو دل دل عقربه هارو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه های انتظارو دل دل عقربه هارو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
شاعر: مهدی ایوبی
به همۀ دلهای پر ماجرا: پانزده سالگیِ رضا یزدانی
مطالب بیشتر
به همۀ دلهای پر تپش: پانزده سالگیِ رضا یزدانی
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…