شعر امروز

هایکوها از یک پدر و مادرند

هایکوها از یک پدر و مادرند

 

دانلود آهنگ 

1

هایکوها

از یک پدر و مادرند

پدرِ ایجاز، مادرِ تصویر.

2

ماه

بر ترک یابویی پیر

چه دیر صبح می‌شود.

 

3

سعدی

از رندیِ حافظ کم می‌آورد

نه از استادیِ خودش.

 

4

تنبور

تمامیِ انگشتانم را

دوست دارد.

 

5

گَوَن:

«من نه خود می‌روم»

گردباد مرا می‌برد.

 

6

در را

که باز می‌کنم

شرابِ قدیمی‌ست!

 

7

از اشیاء

زبان گرفته‌اند

چشم داده‌اند.

 

8

بسیاری برف

بسیاری درخت

بسیاری زیبایی.

 

9

«دور دنیا در هشتاد روز»

دور خودم

یک عمر.

 

10

حیف!

قانقاریا

شاملو را نمی‌شناخت.

 

11

از ناگهانِ کلاغان

صبح

می‌دمد.

 

12

شعری در کار نیست

آسمان دارد زیبا می‌شود

یک بامداد.

 

14

اردی‌بهشت

دوچرخه‌یی

پُر از زیبایی.

 

17

کرم ابریشم

طی می‌کند طول رود را

در برگی از توت.

 

18

غار

انسانی بزرگ

بی‌اعتنا به جهانِ پشت سر.

 

31

سنجاقک

زیباترین

شعرِ هایکو

 

49

جایی

برای اینهمه کلمات نبود

جهان را آفرید.

 

92

عمر

به بلندیِ

فوارۀ کوتاه.

 

88

داوودی‌ها

هزاران

هایکوی مهرگانی.

 

63

باتو

سی سالم به سی روز

بی‌تو هر روزم به سی سال.

 

50

کلمات

بارانِ سیاه

قوها، شعرهای سپید

 

52

درّه‌های سبز یوش

سراسر

نیمایی‌اند.

 

39

رود امروز

رنگین می‌گذرد

شعر، رویاهایش را می‌شوید.

200

زنبوران

کارِ دل می‌کنند

استران کارِ گل.

 

201

گربه‌ها

نام عُبید را می‌شنوند

موش می‌شوند

 

202

رود

نه آنست

که بود.

 

203

قطار شعر

از فردا

می‌آید.

 

204

اینجا

به تمام آزادی‌ام

فکر می‌کنم.

 

205

چه‌آتشفشانی‌ست زندگی

که به قطره‌ای از مرگ

خاموش می‌شود.

 

206

دریا، طوفانی‌ست

مرغان ماهیخوار

شعر، صید می‌کنند.

 

207

در نورِ ماه

کلمات، فسفری‌اند

خوانده یا نوشته که می‌شوند.

 

208

فروردینِ بنفشه‌هاست

چه هیاهویی

به پا کرده‌اند.

 

209

نرده‌ها، ایستاده‌اند

نیمکت‌ها، نشسته

نرگسی‌ها، خواب.

 

210

برف، هم

جای پای‌ات را

دوست دارد.

 

211

با سنگ و صخره و خارا سنگ

سنگ‌هایم را

واکنده‌ام.

 

212

حیف!

فانوس‌ها

به تاریکی خود نمی‌تابند.

 

213

آبیِ آبی بود

کبود شد، تیره، مات

و سپس بارید.

 

214

دست‌خالی

از شکار بازمی‌گردیم

با خورجینی از شبنمِ شرم.

 

185

عنکبوت

پیراهن تابستانی می‌بافد

برای ماه.

 

186

ستاره‌ها

پلک می‌زنند، یکسر

تا سپیده‌دم.

 

187

پرنده لهجۀ درختی‌ام را

دوست دارد.

 

منبع

هایکوها از یک پدر و مادرند

سید رضا علوی

نشر نیلوفر

چاپ دوم

 

مدیریت

فریادی شو تا باران وگرنه مُرداران... احمد شاملو

Recent Posts

و من چنان پُرم که روی صدایم نماز می‌خوانند…

و من چنان پُرم که روی صدایم نماز می‌خوانند...

20 ساعت ago

رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی

رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…

1 روز ago

موسیقی و آواز شرق و جنوب خراسان

موسیقی و آواز شرق و جنوب خراسان

1 روز ago

ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو

ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…

2 روز ago

کافه‌کاتارسیس «هشت‌ساله» شد…

کافه‌کاتارسیس «هشت‌ساله» شد هشت‌سال پیش بود که کافه‌کاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…

4 روز ago

می‌خواهم با هرآنچه مرا در برگرفته یکی شوم…

می‌خواهم با هرآنچه مرا در برگرفته یکی شوم...

4 روز ago