آرایش غلیظ همایون شجریان
| با من صنما دل یکدله کن | گر سر ننهم، آنگه گله کن | |||
| مجنون شدهام؛ از بهر خدا، | زآن زلف خوشت، یک سلسله کن | |||
| سیپاره به کف در چلّه شدی | سیپاره منم! ترک چله کن | |||
| مجهول مرو، با غول مرو | زنهار! سفر با قافله کن | |||
| ای مطرب دل زآن نغمهٔ خوش | این مغز مرا پُرمشغله کن | |||
| ای زهره و مه زان شعلهٔ رو | دو چشم مرا دو مَشعله کن | |||
| ای موسی جان، چوبان شدهای | بر طور برو، ترک گَله کن! | |||
| نعلین ز دو پا بیرون کن و رو | در دشت طُویٰ پا آبله کن | |||
| تکیهگه تو حق شد نه عصا | انداز عصا! وآن را یله کن | |||
| فرعون هَویٰ چون شد حَیَوان | در گردن او، رو زنگله کن |
دلخوشیها کم نیست: مثلاً این خورشید،کودکِ پسفردا، کفتر آن هفته...
سخنرانی بهرام بیضایی دربارۀ اساطیر در آثارش (بیشتر…)
مستند ریشهها دربارۀ بهرام بیضایی مطالب بیشتر 1. انواع بازآفرینی و بازنویسی بهرام بیضایی…
بریدههایی از کتاب «چگونه یونگ بخوانیم» نوشتۀ دیوید تیسی یونگ نخستین ضدروانپزشک بود که باور…