آرایش غلیظ همایون شجریان
با من صنما دل یکدله کن | گر سر ننهم، آنگه گله کن | |||
مجنون شدهام؛ از بهر خدا، | زآن زلف خوشت، یک سلسله کن | |||
سیپاره به کف در چلّه شدی | سیپاره منم! ترک چله کن | |||
مجهول مرو، با غول مرو | زنهار! سفر با قافله کن | |||
ای مطرب دل زآن نغمهٔ خوش | این مغز مرا پُرمشغله کن | |||
ای زهره و مه زان شعلهٔ رو | دو چشم مرا دو مَشعله کن | |||
ای موسی جان، چوبان شدهای | بر طور برو، ترک گَله کن! | |||
نعلین ز دو پا بیرون کن و رو | در دشت طُویٰ پا آبله کن | |||
تکیهگه تو حق شد نه عصا | انداز عصا! وآن را یله کن | |||
فرعون هَویٰ چون شد حَیَوان | در گردن او، رو زنگله کن |
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…