هیچ مسابقهای در کار نیست…
روزی که آموختیم
نه بالاتر از دیگرانیم نه پایینتر
و هیچ مسابقهای در کار نیست
بلکه فقط قدمزدنی صمیمانه کنار همدیگر است و تجربه
روزی که پذیرفتیم رنجها
چیزی نیست جز شکل دیگری از شادی
و نسبت به دیگران احساس شفقت و مسئولیت کردیم
هیچ جای نگرانی نمیماند
زیرا ما
زندگی را به تمامی زیستهایم.
مطالب بیشتر
و من چنان پُرم که روی صدایم نماز میخوانند...
رمان «به سوی آزادی» کازانتزاکیس و چند درس برای زندگی آیدا گلنسایی: تسئوس، پادشاه آتن، به…
ذن در جان شاعر نوشتۀ احمد شاملو ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایکوُسرا…
کافهکاتارسیس «هشتساله» شد هشتسال پیش بود که کافهکاتارسیس در فضای مجازی چشم به جهان گشود.…