با ما همراه باشید
خرید تابلوفرش دستبافت ابریشم

نقد و بررسی کتاب

نقدِ اسبِ من

منتشر شده

در

نقد مجموعه شعر اسب من/ معین دهاز
نقدِ اسبِ من

نقدی بر مجموعه شعر اسب من سرودۀ معین دهاز

 

برخی شاعران هستند مانند بهزاد زرین‌پور در کتاب «ای کاش آفتاب از چهارسو بتابد» و گراناز موسوی در کتاب «پابرهنه تاصبح» که از اولین مجموعۀ شعری خود به ما می‌فهمانند با شاعری نوآور، متفاوت و اندیشمند مواجهیم، «معین دهاز» یکی از این شاعرهاست.

او اولین مجموعه شعر خود کتاب «اسب من» را در سال 1397 توسط «نشر چشمه» روانۀ بازار کتاب کرد و با استقبال خوب مخاطبان شعر مواجه شد. در یک نگاه کلی اگر بخواهیم از آنچه مجموعه شعر او را درخور تأمل ساخته است سخن بگوییم باید به ایجاز، زبان تصویری، غلبۀ جوشش بر کوشش و از همه مهمتر فرمولی نبودن آن اذعان داشت.

دهاز در همان ابتدای راه شاعری به فراست دانسته که دورۀ شعرهای مبنی بر کشف مداوم و غافلگیری سطر به سطر گذشته است، زیرا این دست از اشعار به شعر مانند کالایی نگاه می‌کنند که مجبور است مخاطب را دائماً شگفت زده کند، بنابراین گاه آنقدر به مخاطب وفادار است که به خود خیانت می‌کند و به جای صداقت در محتوا و بیان دغدغه‌هایش به شکل، تقلیل می‌یابد.

 

نقدِ اسبِ من

 

شعر او طبیعی و زبانش شفاف و ساده است، در عین‌حال  شعر او ساده نیست زیرا کلام وی سرشار از اندیشه‌های شاعرانه است. در سروده‌های او حضور اندیشه و عاطفه‌ای که دوشادوش یکدیگر در حرکتند، بارز است. (او با عاطفه می‌اندیشد) تنوع راوی نکتۀ دیگری است که در این مجموعه شعر باید به آن توجه داشت.

بااین مقدمه، ویژگی‌های شعر دهاز را دسته بندی می‌کنیم و هر قسمت را با مثال‌هایی ملموس می‌سازیم:

  1. منِ همگانی و گستردۀ شاعر
  2. بیان تصویری
  3. اندیشه‌ورزی و خرد
  4. تنوع راوی
  5. نگاه انتقادی و اعتراض‌آلود
  6. زبان محاوره
  7. آشنایی‌زدایی و امر شگفت

 

نقدِ اسبِ من

نقدی بر مجموعه شعر اسب من سرودۀ معین دهاز

ا) من همگانی و گستردۀ شاعر

در این بخش چند نمونه از شعرهایی را بررسی خواهیم کرد که در آن شاعر در عین حال که خودش را می‌نویسد، دریچه‌ای می‌شود برای نگریستن به دغدغه‌های بشر. پلی از من که بر دریاچۀ دیگر و دیگرتران زده شده است:

مثال: شعر ناراحتم

در این قسمت، شاعر با رعایت ایجاز و پرهیز از زیاده‌گویی می‌کوشد دلیل ناراحتی‌اش را نشان بدهد و مخاطب را به  درون اندوه خود راه دهد. تصاویری که او در این قسمت می‌آورد نه حاصل بسامد بالای فرمول‌ها و ساختگی بلکه همانند چشمه‌ای جوشیدنی است. تخیل از درون او سربرمی‌آورد و عنصر عاطفه در سطرها عامل تأثیرگذاری است نه اصرار بر آشنایی زدایی که شعر را به جای جادو به تردستی مبدل ‌‌سازد:

«ناراحتم/ چه‌قدر ناراحتم مادر/ احساس می‌کنم هر دیوار/ به کوچه‌اش پشت کرده/ احساس می‌کنم همه‌چیز می‌خواهد بمیرد/ کوه روی صورت خودش گدازه می‌پاشد/ قطار روی ریل دراز کشیده/ درخت رشد می‌کند/ تا فاصله‌اش با زمین سال‌ها باشد/ با ریشه‌ها چه خواهد کرد؟ در غمی بزرگ ریشه پراکنده‌ایم/ و از اندوه آب می‌خوریم.»

در تمام تصویرهای ارائه شدۀ این شعر، نوعی نگاه فاجعه‌بار نسبت به زمین وجود دارد. حتا علت قد کشیدن درخت، تقلا برای تغییر شرایط و نادیده گرفتن جبر دانسته شده است. اما نماد درخت شاعر را یاد نکته‌ای می‌اندازد:

هرچه بالا بروی، ریشه را نمی‌توانی کتمان کنی. جبر محیطی حقیقت دارد. بنابراین ارادۀ آزاد وجود ندارد. این ریشه‌ها که می‌توانند ایدئولوژی، باورها و فرهنگ باشند تمام چیزهایی است که از جامعه به انسان می‌رسد و او را اسیر قفس‌هایی نامرئی می‌کنند.

«عمومی بودن من شاعر» در صحبت با مادر که کارکردش صمیمی‌بخشی بروز می‌یابد، راوی نه از مسائلی شخصی و فردی که از امری جهان‌شمول و بشری اندوهگین شده است: از غمی که مطلق انسان در آن زاده می‌شود و هرچه هم در جهت شادی و تعالی حرکت کند، تغییر برایش مقدور اما تحول محال می‌نماید.

 

نقدِ اسبِ من

 

منِ همگانی شاعر به مادر می‌گوید: ناراحت است زیرا دریافته که اصالت با رنج است و از آن گریزی نیست. مسئله‌ای که او با مادر مطرح می‌کند نه مربوط به موقعیت عام بلکه دربارۀ موقعیت یگانه است: وضعیت انسان در هستی. بنابراین در نوع اندوهی که با مادر در میان گذاشته می‌شود نگاهی گسترده نهفته است. نگاهی تراژیک که به شکوهی نمی‌انجامد.

 

مثال2: شعر پرستو تزیینی‌ست

«همۀ عمر به دنبال چمنزار گشتم/ به دنبال دشت…/ وقتی پیدایش کردم/ اسب من پیر شده بود»

در این قسمت انسانی ترسیم می‌شود که در آرزوی به دست آوردن چیزها تمام عمر می‌تازد و وقتی به آن می‌رسد که دیگر دیر شده است و برایش سودی ندارد. بنابراین اسبِ من، یک اسب همگانی و پیری‌اش روایت  زندگی ناکام تمام انسان‌هاست.

مثال 3: گریه نکن

«تقصیر آفتاب نیست/ هرچند تنها، آدم برفی تو آب شده…/ دخترم گریه نکن!/ چه کسی گفته او مرده است؟/ چه کسی گفت او زنده بود؟»

در این قسمت دیالوگ صمیمی راوی و دخترش (مسئلۀ شخصی) دربارۀ آدم برفی به مسئلۀ همگانی هستی انسان می‌رسد. شاعر سؤال می‌کند چرا باید بر مردگان گریست؟ وقتی نمی‌توان اثبات کرد که آن‌ها زنده بوده‌اند.

 

2) بیان تصویری

یکی از ویژگی‌های مهم شعر دهاز که او را در نزد مخاطبان شعر امروز نیز محبوب کرده است، بیان تصویری اوست. در این قسمت‌ها شاعر به درون یک پدیدۀ طبیعی حلول می‌کند و به آن جهتی عاطفی و تأثیرگذار می‌دهد. به دلیل جذابیت خاص این بخش جا دارد مثال‌های بیشتری آورده شود.

مثال ا)

«سرد است/ احساس می‌کنم/ مثل برگ مُردۀ چای، در آب/ از درون خالی می‌شوم/ و جهان را تاریک می‌کنم»

 

مثال 2)

«می‌خندم/ همین‌طور می‌خندم اما/ دلم شاد نمی‌شود/ چون شب/ که این‌همه ستاره روشنش نمی‌کند»

 

مثال3)

«خندیدیم/ ما/ به رنگین‌کمان خندیدیم/ به لب‌های آسمان/ که به هفت رنگ غمگین بود»

 

مثال 4)

«به هرحال/ قدری اندوه/ حتا بر خنده‌های‌مان هم نشسته است/ چون سایه‌ها/ که تکه‌های جامانده از شب‌اند»

 

مثال 5)

«خیره‌ام به قاصدک/ این گیاه غریب/ که پس از مرگ به راه می‌افتد»

 

در تمام این مثال‌ها، یک تصویر وجود دارد که ادعای شاعر را برای مخاطب ملموس و عینی می‌کند. در مثال 5 شاعر مرگ را نه انتها که ابتدای راه می‌داند و برای باورپذیرکردن این موضوع، گیاه قاصدک را شاهد می‌آورد که با فوت و باد تازه زیستش آغاز می‌شود.

 

نقدِ اسبِ من

 

3) اندیشه ورزی و خرد ویژگی دیگر شعر دهاز است. در اکثر سروه‌های او به سطرهایی برمی‌خوریم که تصویری ندارند اما اندیشه‌ای والا به آن شاعرانگی بخشیده است و مخاطب را به تأمل و درنگ و فاصله گرفتن از روزمرگی فرا می‌خواند.

 

مثال 1)

«گفتم درد یعنی زنده‌ایم/ رنج یعنی خواهیم مرد/ خواهیم مرد یعنی زنده‌ایم»

 

مثال2)

«تو دوستم داشته باش/ من نمی‌توانم دوست داشته شوم/ کمکم کن/ وقتی نمی‌توانم حرف بزنیم/ کمک کن سلام کنیم»

 

مثال3)

سطلو بکشیم بالا/ دیوار مدرسه واسه بقیه‌ش جا نداشت/ مدرسه‌ها رو کوچیک می‌سازن/ بچه‌ها را کوچیک می‌سازن

 

مثال4)

تقصیر آفتاب نیست/ هرچند تنها، آدم برفی تو آب شده/ دخترم گریه نکن!/ چه کسی گفته او مرده است؟/ چه کسی گفت او زنده بود؟

 

مثال 5)

باید گریه کنم/ اما نه برای فاجعه/ برای این،/ که بازمانده را نجات‌یافته می‌دانید.

 

مثال 6)

مرگ غم‌انگیز است/ وقتی مردنم / هیچ‌کس را تنها نمی‌کند/ وقتی مردنم،/ هیچ‌کس را تنها نمی‌کند/ زندگی غم‌انگیزتر است

 

مثال 7)

شعری که دوست دارم/ چرا مرا می‌گریاند؟/ منصفانه نیست/ که در برابر هرآن‌چه دوست داریم/ آسیب‌پذیرتریم

 

مثال 8)

چیزی بگو/ حرفی بزن از فردا/ اما نه آن‌قدر تلخ که دلم بلرزد/ و نه آن‌چنان زیبا/ که باورم نشود

 

مثال 9)

به احترام در سکوت ماندگان/ به احترام در سکوت مردگان/ به احترام سکوت/ یک دقیقه بایستید و بیندیشید

 

مثال10)

کدام سفر؟/ به من نگاه کن/ به جای کشف سرزمین‌های غریب/ به غربت اشیاء پیرامونت نگاه کن

 

مثال11)

در آغوش تو/ خواب آغوش تو را دیدم/ آه گاهی رنج می‌کوشد/ که فهمیده نشود.

 

مثال 12)

ما چند حباب کوچک‌ایم/ در تکه‌ای یخ/ می‌بینی/ چون نیستیم/ هستیم

 

نقدِ اسبِ من

نقدی بر مجموعه شعر اسب من سرودۀ معین دهاز

 

4) تنوع راوی ویژگی دیگری است که در شعر دهاز باید به آن توجه کرد. در سروده‌های او کسی که شعر را می‌گوید همیشه خود شاعر نیست. گاه راوی بچه‌ای است، گاه یک بیمار. گاه خود شاعر است، گاه یک زخمی در حال مرگ، گاه شاعر در دیالوگ با راننده بنابراین راوی‌ها در شعر وی تغییر کاراکتر می‌دهند. این مسئله باعث می‌شود لحن شعر یکنواخت و دارای ریتم تکراری نگردد.

1) راوی شاعر:

ناراحتم/ چقدر ناراحتم مادر/ احساس می‌کنم هر دیوار/ به کوچه‌اش پشت کرده/ احساس می‌کنم همه‌چیز می‌خواهد بمیرد

 

2) راویِ بچه:

می‌خواستم پرنده باشم/ تا راه مدرسه کوتاه شود/ توپ را از بین شاخه‌ها بردارم/ جوجه‌ها را به لانه برگردانم/ می‌خواستم پرنده باشم/ تا هروقت که ترسیدم بپرم/ دور شوم

 

3) راوی شاعر و راننده:

آقا ساعت چند است؟/ سه/ شب یا روز؟/ آفتاب حال‌تان را بد کرده/ روز بودن ربطی به آفتاب ندارد/ شاعرید؟/ پیاده می‌شوم

 

4) راوی مجروح

این صدای گوزن‌ها نیست؟/ که هرچه می‌دود/ از امشب دور نمی‌شوند؟/ نه،/ آرام بگیر/ ما تنهاییم/ و جا مانده‌ایم با شهر/ آرام بگیز که زخمت را ببندم.

 

5) ویژگی دیگر شعر دهاز محتوای اجتماعی و رنج‌آشنای آن است. او در سروده‌هایش با نگاهی انتقادی و موضعی مشخص، زبان به اعتراض از اوضاع می‌گشاید:

 

نقدِ اسبِ من

 

مثال) انتقاد از جنگ ‌برافروزی و جلب کردن توجه مخاطب به پایان غم‌انگیز آنان که هزینۀ جنگ را می‌دهند.

«بلندگوها از شهامت می‌گویند/با صدایی لرزان/ و تکرار می‌کنند/ روزی آزاد خواهیم شد/ پس لبخند بزن/ اما نپرس چگونه؟/ برای سربازها دست تکان بده و بعد/ بیا برای بازگشت‌شان / گلایل بچینیم./ لبخند بزن/ و امیدوار بمان/ به روزی که نخواهد آمد»

 

مثال) انتقاد از فقر و جامعۀ بی‌عدالت:

«من که هنوز سرسبزم/ مثل خوشۀ سبز گندم/ به درد نمی‌خورم/ آن‌ها گرسنه بودند و پنجره گرسنه بود/ بی‌تصویر هر آمدنی/ آینه گرسنه بود/ آینده گرسنه بود/ و پشت پنجره لانۀ پرنده‌ای دیدم/ تقلا می‌کرد دنیا را زیبا کند/ و لانه گرسنه بود.»

 

مثال) انتقاد از عدم آرمان‌های بزرگ و گم شدن تعالی خواهی بشر:

«به دنبال چیستی پینوکیو؟/ انسان شدن؟/ هیچکس چون تو به دنبالش نیست/ کاش پسری از چوب بودم/ تا سوختنم آخری داشت.»

 

6) استفاده از زبان محاوره در این اثر بر دلنشینی آن افزوده و ضمن ایجاد تنوع زبانی، خاطرنشان می‌کند که شاعر در جهت استفاده از تمام ظرفیت‌های زبان کوشیده و از غنای زبان محاوره و امکانات آن غافل نبوده است.

مثال)

«بارون اذیتم می‌کنه/ نمی‌دونی چی‌کار کنم با این‌همه قشنگی؟/ چه‌طوری مصرفش کنم؟/ می‌ترسم کفشم کثیفش کنه/ بارون مثل قایم موشکه/ تنهایی نمی‌شه»

 

مثال)

«پس گریست نوشت: «دلم روشنه اما آیا/ شب از این‌همه تاریکی خودش نمی‌ترسه؟»/ شنید:…/ پس نوشت: دلم گرمه اما آیا/ دویدن به سمت خورشید غروب رو عقب می‌ندازه؟»

 

مثال)

«آقا ببخشید/ پنجره‌هایی که شما می‌سازین/ رو به کجا باز می‌شن؟/…./ آقا ماه مثل آدما شده/ وقتی با من راه می‌ره/ داره با دشمن منم راه می‌ره/ با شما و نجارای دیگه حتا/ با همه راه می‌ره/ اما به خدا وایساده کنار اون درخت/ یا اون یکی درخت/ جاریه با آب توی جوب/ کنار اسبم افتاده»

 

7) آشنایی‌زدایی: در کنار تمام ویژگی‌هایی که برشمردیم و عناصری بودند که در کنار هم شاعرانگی دهاز را تشکیل می‌دادند، گاه او از طریق تخیل مقابل امر متعارف می‌ایستد و خواننده را غافلگیر می‌کند.

مثال)

« باغ انار بود/ و باد بود/ و سرد بود/ و هیچ‌چیز بود»

و هیچ‌چیز بودن امر نامتعارفی است که خواننده را غافلگیر می‌کند.

 

مثال)

«این‌جا، آن‌قدر تاریک است/ که صدای هیچ‌چیز را نمی‌شود شنید/ میوه‌چین‌های ساکت، مثل انار/ میوه‌چین‌های چیده شده/ جعبه روی جعبه/ تابوت روی تابوت/ پس کجایی؟»

اینکه تاریکی نگذارد صدای چیزی شنیده شود امر غافلگیرکننده است.

 

مثال)

«کنار چالۀ آب گرفته بودم/ به پرواز فکر می‌کردم/ ناگهان/ دوچرخه‌ای/ آسمان را بر من پاشید.»

مثال)

«چند شمع‌ایم/ دست نداریم/ اشک‌هایمان را پاک کنیم/ چند شمع‌ایم/ در ایوان نشسته‌ایم/ تا غروب تماشا کند/ پایین رفتن‌مان را…»

 

نقدِ اسبِ من

نقدی بر مجموعه شعر اسب من سرودۀ معین دهاز

در کنار تمام مواردی که از شعر معین دهاز، شعری متفکرانه، طبیعی و بدون تصنع و تردستی می‌سازد نکته‌ای که در دلنشینی شعر او نقش مهمی را ایفا می‌کند حضور محسوس یک کودک در لحظات شعری اوست. این کودک با آرزوها، بیم‌ها و سوال‌هایش فضایی معصومانه به شعرهای دهاز داده است:

 

مثال)

«سرانجام ناشناسی را می‌بینم/ دختری کوچک به سویم می‌آید/ گفتم: با من بازی می‌کنی؟/ گفت: سردمه خیلی…بابا/ پس حق داشت برف/ که بی‌امان ببارد و آینده را بپوشاند./ می‌ترسم از اندوهش/ می‌ترسم پیراهنم را بگیرد/ و مرا به جهان روبه رویم وصل کند/ هنوز بلد نیستم بنویسم: دخترم، نترس»

 

مثال)

«کجایی پینوکیو/ در تنۀ کدام درختی؟/ کدام بهار، کدام رویش پینوکیو؟/ شاخه‌ها یعنی؟/ درخت دروغ می‌گوید»

 

مثال)

«ساعتی که با خودکار بر دستت کشیدم/ در باغ انار افتاده/ دو و شش دقیقه است/ کجایی؟»

 

در مقدمۀ کتاب و تصویر آغازین آن نیز حضور این کودک از ابتدا خود را اعلام می‌کند. بازی قایم موشک است. کودکی چشم گذاشته و وقتی برمی‌گردد می‌بیند با صحنۀ غریبی مواجهه می‌شود. این کودک کیست؟ کودکی انسان است در برابر جهان؟ خود راوی است؟ کیست؟ این سوال از ابتدا با خوانندۀ بصیر همراه می‌شود:

«…شیش، هفت، هشت، نُه…ده. بیام؟

پشت سرم وانَسّیدا، حساب نیست.

بیام؟! اومدم…»

برمی‌گردد. همۀ دنیا صحراست. برمی‌گردد، دیوار هم نیست،

فقط صحراست»

 

در پایان نگارندۀ این سطور معتقد است آنچه شعر معین دهاز را خواندنی و قابل تأمل کرده است، عدم تقلید او از فرمول‌های شناخته شدۀ دیگران و رفتن به راه خویش است. راهی که آن را با خردورزی شاعرانه، بیان تصویری، حضور کودکانه در لحظه، دغدغه‌های اجتماعی و نگاه اعتراض‌آلود به بحران‌های انسانی مانند فقر، جنگ و … اندوه فلسفی و در نهایت با عاطفه‌ای قوی هموار کرده است.

 

مطالب دیگر به همین قلم

  1. یادداشتی بر آتشی برای آتشی دیگر سروده شهرام شیدایی
  2. یادداشتی بر فیلم خرچنگ ساختۀ لانتیموس
  3. یادداشتی بر فیلم برف‌شکن ساخته بونگ جون هو
  4. یادداشتی بر انیمیشن آقای هابلوت
  5. یادداشتی بر مجموعه شعر چند ورقه مه سروده رضا جمالی حاجیانی
  6. یادداشتی بر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
  7. مقایسۀ عشق پدرانه در اشعار احمد شاملو و نزار قبانی
  8. یادداشتی کوتاه بر شعر رکسانا سرودۀ احمد شاملو
  9. تحلیل داستان برف خاموش_برف ناپیدا کنراد ایکن
  10. تحلیل داستانِ گور نوشته کاترین آن پورتر
  11. تحلیل داستان آقای فریدمان کوچک نوشته توماس مان
  12. تحلیل داستان نقشی روی دیوار نوشته ویرجینیا وولف
  13. تحلیل داستان تخم مرغ از شرود اندرسون
  14. تحلیل داستانِ عربی از جیمز جویس
  15. تحلیل داستانِ در بازار وکیل نوشته سیمین دانشور
  16. تحلیل داستان ازدواج به سبک روز از کاترین منسفیلد
  17. تحلیل داستانِ نابینا از دیوید هربرت لارنس
  18. تحلیل داستان قایق بی‌حفاظ نوشته استیون کرین
  19. تحلیل داستان گربۀ سیاه از ادگار آلن پو
  20. تحلیل داستانِ جانور در جنگل از  هنری جیمز
  21. تحلیل داستان شنل از نیکولای گوگول
  22. تحلیل داستان بارتلبی محرر از هرمان ملویل
  23. تحلیل داستان ویکفیلد از ناتانیل هاثورن
  24. تحلیل داستان ارمولای و زن آسیابان از ایوان تورگنیف
  25. تحلیل داستان خانۀ آرزو از ردیارد کیپلینگ
  26. تحلیل داستان سه غریبه نوشتۀ توماس هاردی
  27. تحلیل داستان ساده دل از گوستاو فلوبر
  28. تحلیل داستان ماده گرگ نوشتۀ جوّانی ورگا
  29. تحلیل داستان نینوچکا نوشتۀ آنتوان چخوف
  30. نقد و بررسی مجموعه شعر ماهیان خاکزی سروده رضا جمالی حاجیانی
ادامه مطلب
1 دیدگاه

1 دیدگاه

  1. امیر بختیاری

    26 خرداد 1398 در 5:14 ق.ظ

    احسنت
    دست‌مریزاد

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها