با ما همراه باشید
خرید تابلوفرش دستبافت ابریشم

شعر دهۀ نود

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

منتشر شده

در

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

 

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

 

سیبی پوست می‌گیرم

موجودی تُرد و شیرین باقی می‌ماند

موجودیتی آسیب‌پذیر

که زندگی تازه‌اش را بر لَبه،

تجربه می‌کند.

 

نمی‌آید.

 

نشسته‌ام

تا به بدن‌هایی که در خیال دارم

حسادت کنم

به عریانی بدوی،

زیبایی اندام،

و انعطاف‌پذیری آب گونه‌ی‌شان

در رویا.

 

می‌ایستم تا غمگین شوم

تا بدن‌های خیالی‌ام را ببینم

که با دود آبی سیگار

و از شکاف پنجرۀ وامانده

بیرون می‌پرند

 

چه اشتباهی!

چه اشتباهی!

او نمی‌آید

و تماشای خیابان بعد از این

زیبا نیست.

 

نشسته‌ام

و بدن‌های خیالی‌ام

که سرما نمی‌خورند

که گرسنه نیستند

که زرد برایشان

معنایی غیر از رنگی روشن ندارد

بر عصب‌های گردنش می‌خزند

می‌خزند

و دست آخر

در ناودانی گرم میان دو کتفش

بخار می‌شوند.

 

اگر من بخار می‌بودم.

 

غرق در سکوتم

من غرق در سکوتم

اگر جنگلی پس از خشونت باران بودم

شکستن یک شاخه از انجیلی کوچک

رویداد بزرگی بود

 

اگر رودخانه بودم

بازیگوشی یک پرندۀ آبچَر

سرگرمی بود.

(از مجموعۀ در دست انتشار)

 

مطالب مرتبط

  1. شعر خدا کند انگورها برسند/ سروده الیاس علوی با صدای محمد عارفی‌فر
  2. شعر کاک خسرو / الیاس علوی با صدای محمد عارفی‌فر
  3. سه شعر از پروین اعتصامی با صدای محمد عارفی‌فر
  4. بیا و پشیمانم کن/ شعر عباس صفاری/ صدا: محمد عارفی‌فر
  5. چند سروده از محمد عارفی‌فر
ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها