با ما همراه باشید

متفرقه

دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر

منتشر شده

در

دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر

دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر

محمد آشوری گفت: در هیچ دوره‌ای به اندازه جریان ساده‌نویسی در دهه‌ هشتاد، این‌گونه یکسان‌نویسی به وجود نیامده است. کمترین همسانی را نیز می‌شود در شعر دهه‌ هفتاد مشاهده کرد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین جلسه از سلسله نشست‌های آسیب‌شناسی شعر امروز ایران با موضوع «دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر»‌ در کتابفروشی پاراگراف کرج برگزار شد.

این جلسات رویکردی انتقادی به شعر امروز ایران دارد و به صورت ماهانه برگزار خواهد شد. در این جلسه محمد آشور و علیرضا عباسی به‌عنوان سخنران و منتقد درباره شبیه‌نویسی در شعر، علل و عوامل آن سخن گفتند و در پایان حاضرین به بحث و تبادل نظر آزاد پرداختند.

در ابتدای جلسه ساجد فضل‌زاده چشم‌اندازی از برگزاری جلسات مطرح کرد و سپس با خواندن مقاله‌ای به بیان مسایلی پرداخت که رویکرد جلسه حاضر بود و در پایان به صورت تیتروار به بیان موضوعات جلسات آتی پرداخت. سپس محمد آشور به عنوان اولین سخنران، سخنانش را با این سوالات شروع کرد: تلقی ما از شبیه‌نویسی چیست؟ آیا پدیده‌ای نوظهور است؟ آیا اصلا می‌شود به شبیه‌نویسی به‌عنوان معضل نگریست؟

آشور اضافه کرد: شبیه‌نویسی در ادبیات همواره وجود داشته است؛ اما من از منظری دیگر نیز به این موضوع خواهم پرداخت و آن همسان‌نویسی با خود است. این نوع همسان‌نویسی برای شاعر امتیازاتی دارد از جمله پذیرش عمومی و استقبال مخاطب، ناشر، رسانه و حتی گروه‌شدن به قصد تایید و حمایت، اما نکته‌ مهم‌تر، تالیف شاعر و امضای شخصی اوست که منجر به ادامه یک روند و همان‌نویسی خواهد شد.

وی ادامه داد: این عوامل در تثبیت شاعر میان اهالی شعر امتیاز مهمی محسوب می‌شود؛ اما آسیب‌هایی نیز دارد، ریسک‌پذیری در حرکات تازه در شعر و کنکاش در ابعاد جدید معمولا از جهان این شاعران رخت می‌بندد. شاید برای گریز از این نوع همسان‌نویسی، کمرنگ‌کردن مولفیت شاعر و کم اهمیت دادن به امضای شخصی و اجازه‌ بروز و ظهور دادن به پیشنهادات هر شعر برای شکل‌گیری آن بتواند موثر واقع شود.

این منتقد افزود: هر شعر موجودی زنده است که می‌باید زیست خود را داشته باشد؛ گرچه درنهایت آنچه شکل می‌گیرد از فیلتر ذهن شاعر گذشته و خواه ناخواه ابعادی از وجود شاعر را در آنیت خود دارد؛ اما باید به ظرفیت‌های هر شعر توجه داشت تا به ورطه‌ همسان‌نویسی نیوفتد.

محمد آشور به تنوع زبانیِ شخصی در شعر شاعران تجربه‌گرا اشاره کرد و گفت: تجربه‌گرایی در شعر گرچه بیشتر و اغلب در سنین جوانی و پیش از رسیدن شاعران به امضای شخصی بروز می‌کند؛ اما لزوما به معنای تازه‌کار بودن شاعران نیست.

او از باباچاهی و براهنی نام برد که پس از تثبیت در شعر، پوست ترکانده‌اند و در چهره‌ای نو باز متولد شده‌اند و مدام شعرشان را از ورطه‌ی تکرار خارج کرده‌اند. هرچند که این افراد با حفظ پاره‌ای از مولفه‌های بیرونی شعر، امضای شخصی خودشان را نیز حفظ کرده‌اند.

مولف کتاب «نت‌ها بر ریل» در ادامه صحبت‌های خود افزود: حفظ مولفیت شاعر تا کجا امکان‌پذیر است و آیا می‌توان با حفظ مولفیت شاعر در فضاهای متنوع‌تری نیز پرسه زد.

وی با آوردن مصداق‌هایی از شعر سیدعلی صالحی و علی باباچاهی گفت: ظرف و مظروف باید همخوانی داشته باشند و به فرض در کتاب «نامه‌ها»ی سیدعلی صالحی این موسیقی و اجراهای زبانی و لحن و… در خدمت شعر عاشقانه است و کمتر شعرهای با سمت سوی اجتماعی و سیاسی را می‌توان در آن سیاق سرود؛ هرچند نمونه‌هایی نیز بوده؛ اما بیشتر در مواردی که جنبه‌ تهییجی نداشته و شعرهای هم‌دلانه بوده است.

آشور در بخش دیگر صحبت‌های خود بحث همسان‌نویسی با دیگران را مطرح کرد و نمونه‌هایی از همسان‌نویسی در ادبیات کهن را نام برد. وی در ادامه افزود: سبک عراقی شایع‌ترین سبک شعر دری بود که در آن واژه‌های عربی بسامد بالایی داشت و واژه‌های علمی، فلسفی، حِکَمی، دینی، نجوم و پزشکی در آثار این شاعران بسیار به چشم می‌خورد و همواره با توجه به همسانی شعرها در دوره‌های مختلف و تاثیر آثار از وقایع تاریخی اجتماعی و فرهنگی، سبک‌های مختلف ادبی به وجود می‌آیند. در شعر معاصر نیز گاه تحت مانیفست‌ها و گاه طبق قواعدی نانوشته حلقه‌های ادبی مختلف، شاعرانی را دور هم گرد آورده است و این یکی از دلایل همسان‌نویسی‌ست. همچون شعرهایی با مولفه‌هایی یکسان در شعر شاعرانی که در ذیل جریان‌هایی چون موج نو، موج ناب، شعر حجم ، گفتار و… بودند.

این منتقد با اشاره به جریان ساده‌نویسی افزود: در هیچ دوره‌ای به اندازه جریان ساده‌نویسی در دهه‌ هشتاد، این‌گونه یکسان‌نویسی به وجود نیامده است و شاید یکی از دلایل آن غالب نبودن جریان‌های پیشین و همواره در حاشیه بودن آنها بوده و  دلیل دیگر اینکه پیوستن به آن جریان‌ها و حلقه‌ها و مانیفست‌های تعریف‌کننده آن‌ جریان‌ها، نیاز به دانش ادبی داشته و به‌عبارتی آن جریان‌ها نخبه‌گرا بوده‌اند.

وی ادامه داد: یکسان‌نویسی شعر دهه هشتاد اما فاقد ابعاد اندیشه‌ورزانه بود و به‌جای اینکه بر پایه‌ ارایه‌ الگوهای تازه و قواعدی پیش‌برنده تنظیم شود، هویت خود را در سلب شعر دهه‌ هفتاد دید و جای این که نگاهی به درون داشته باشد چشم به بیرون دوخت و حاصل تهی شدن شعر از حوزه‌ تفکر و اندیشه‌ شاعرانه شد و همین امر باعث استقبال بیشتر مخاطب، روزنامه، رسانه و نشر از این نوع شعر شده است و سرانجام شعر درخدمت نشر و نشر به خدمت شعر درآمد و حتی برخی از شاعران صاحب لحن و صدا و زبان نیز به ساده‌نویسی روی آوردند و با گرایش به شبیه‌نویسی با شاعران به اصطلاح بفروش در بازار نشر نیز کمابیش موفق شدند. این جریان با شعار همگانی کردن شعر (در نقد دهه‌ هفتاد) درواقع به تولید انبوه شعرهایی یکسان دست زد تاجایی که حتی تشخیص شعر شاعران صاحب نام آن جریان از هم کاری دشوار بود.

آشور سپس با آوردن نمونه‌هایی از شعر شاعرانی چون شمس لنگرودی و غلامرضا بروسان به مرور این سطرها پرداخت اما اشاره کرد: مصداق آوردن در این زمینه چندان مناسب نیست و همواره می‌شود با کنکاش دقیق در مجموعه آثار با سطور یکسانی مواجه شد حال آنکه ممکن است رویکرد دو شاعر کاملا متفاوت باشد.

دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر

محمد آشور با اشاره به این نکته که شعرهای زیر چتر یک جریان لزوما شعرهایی همسان نیستند با آوردن مثال‌هایی اضافه کرد: به فرض در جریان شعر دیگر، شعر شاعرانی همچون چالنگی و الهی، اردبیلی و شجاعی، اسلامپور و آزادی‌ور هر کدام در عین وامدار بودن به جریان شعر دیگر، ذهن و زبان و امضای خود را دارند یا با بررسی شعر موج ناب و حلقه‌هایی که در کنار آن رشد کردند، شاهدیم که علاوه بر وجود مولفه‌های مشترک اما با شاعرانی همچون هرمز علیپور و سید علی صالحی و یارمحمداسدپور و سیروس رادمنش و آریاپور و میزانی مواجه‌ایم که هر کدام تشخص زبانی خود را دارند.

این شاعر با اشاره به شعر در قرن معاصر، شعر دهه‌ چهل و پنجاه را دارای بیشترین تنوع زبانی دانست و تاکید کرد: ظهور اکثر قریب به اتفاق قله‌های شعر معاصر نیز در همین دوره بوده‌ است؛ اما در دهه‌ پنجاه تا شصت شعر معاصر به سمت همسان‌نویسی و تکرار سوق یافت و البته وقوع انقلاب و جنگ در این میان تاثیر بسزایی داشت. فردیت در این دوران به علت شرایط سیاسی و اجتماعی کمرنگ شد و یک مای بزرگ جای فردیت را گرفت و این هم‌زبانی خواسته و ناخواسته به زبانی کم و بیش یکسان منجر شده است.

وی ادامه داد: در دهه‌ هفتاد سیل ترجمه‌ شعر و متون فلسفی مدرن و تغییر دیالوگ روشنفکران و اهالی فلسفه و ادبیات سطوح دیگر جامعه را نیز متاثر کرد و موجب شد از دل مای جمعی فردیتیِ نو متولد شود. این تغییرات به همراه تغییر نسبی شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران و جهان، موجب تغییراتی بنیادین در زبان و لاجرم شعر شد و بدین لحاظ میان جریان‌های شعری اخیر، کمترین همسانی را می‌شود در شعر دهه‌ هفتاد مشاهده کرد. البته اصرار بر فردیت در شعر هفتاد منجر به قطع ارتباط با قشر بزرگی از مخاطبان شعر شد، مساله‌ای که درنهایت منجر به افتادن از سوی دیگر بام شد و شعر را در دسترس و همگانی کرد.

آشور در پایان با اشاره به شعر سال‌های اخیر اضافه کرد: با گسترش امکان نشر آثار و امکان استقلال شاعران برای ارائه‌ شعر، بخشی از مشکل رفع شده است و شاعران جوان زیادی با نگاهی انتقادی و جدی، شعر یکصد سال اخیر را از نظر گذرانده‌اند و آن را بازخوانی کرده‌اند و نسبت به دهه‌ هشتاد از شاعران جوان متعددی می‌توان نام برد که علیرغم جوانی با بهره‌گیری از شعر گذشته و کاستن و افزودن به آن صاحب ذهن و زبان مختص به خود هستند و می‌شود امیدوار بود با حفظ فردیت شاعرانه و تن ندادن به بازار نشر و پسند مخاطب عام، شعرشان را از ورطه‌ی شبیه‌نویسی دور نگه داشته و آن بازتاب من شخصی‌شان باشد.

بعد از محمد آشور، علیرضا عباسی دومین سخنران و منتقد حاضر، در آغاز سخنانش گفت: وقتی از شباهت حرف می‌زنیم آنچه در نظر می‌آید یکسان بودن چند مشخصه یا همه ویژگی‌هاست؛ مثلا در رابطه با شباهت اشیا یا مکان‌ها روشن است که اشاره به شکل یا وضعیت فیگوراتیو مد نظر است، حال باید ببینیم وقتی می‌گوییم شبیه‌نویسی در شعر، از چه حرف می‌زنیم. آیا منظور استفاده از کلمات مشابه، خیال و تصاویر همسان، هم شکل بودن نوشتار و یا امثالهم است یا مساله بیشتر و عمیق‌تر از این هاست؟ ضمن اینکه باید به این پرسش توجه کنیم که اساسا باید شبیه‌نویسی را عارضه تلقی کرد؟

دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر

وی ادامه داد: برای پاسخ به پرسش اول باید بگویم همه اینها می‌تواند دلیلی برای شبیه شدن شعرها باشد؛ اما علت ریشه‌ای همین یکسان شدن، کم‌رنگ شدن فردیت و تجربه زیست شده در شعر شاعران است. در واقع برای آسیب‌شناسی و یافتن دلایل شبیه‌نویسی، بیش از آنکه وجود مولفه‌های یکسان اهمیت داشته باشد، فقدان فردیت در شاعر است که به چشم می‌آید و تمایز را از میان برده، یعنی در واقع می‌بایست چیزی که نیست را جست‌وجو کنیم. گویی مواجهه‌ای جداگانه بر اساس زاویه دید مستقل و سپهر اندیشه فردی، با مفاهیم و موضوعات رخ نمی‌دهد تا بیان و تفسیری تازه پدید آید.

عباسی با اشاره به شکل‌گیری فردیت گفت: اگر برای پرسش‌هایی اساسی مانند اینکه فردیت چگونه شکل می‌گیرد و زبان چگونه استوار و شناسه‌دار می‌شود، پاسخ‌های مناسبی بیابیم بخش مهمی از ابهامات و دلایل آسیب‌ها روشن می‌شود. نکته مهم اینجاست که به دلایل فراوان فرصت مواجهه و تجربه فردی از شاعران سلب می‌شود یا آنها ناخواسته این فرصت را از خود سلب می‌کنند.

وی افزود: روبه‌رو شدن با مسایل اجتماعی و اتفاقات روزمره که عمومی و مشترکند، نیازمند دستگاه فکری و نظرگاه انتقادی فردی در هر شاعر است تا خروجی ذهن و زبان، علاوه بر مخدوش و مستور نکردن واقعیت، متمایز و از زاویه دید تازه احساس شود.  موضوع، می‌بایست در دستگاه پردازنده فکری و ذهنی وارد سپهر اندیشه فردی شود.

این شاعر توضیح داد: برای اثبات این مساله کافیست شعر کهن را از نظر بگذرانیم تا روشن شود علیرغم وجود قواعد دست و پاگیر و موضوع و مسایل و حتی دایره واژگانی محدودتر نسبت به شعر امروز، این زاویه دید شاعران به جهان و مفاهیم بوده که آنها را از هم متمایز کرده است و نه صرفا کلمات و تصاویر. ایجاد سبک‌ها در شعر کهن تنها بخشی از تلاش شاعران برای تمایز و تفاوت با یکدیگر بوده است.

وی ادامه داد:‌ در شعر امروز ایران وقتی بحث دهه‌ها پیش می‌آید باید توجه داشت که مشکل مورد بحث ما در هر دهه به نوعی تکرار شده و این به دلیل تاثیر و هژمونی جریان غالب در آن بوده است. به کار بردن پسوندهایی مانند ساده یا پیچیده در کنار شعر، عناوین مجعولی را به جامعه شعری تحمیل کرده، چراکه این پسوندها به دلیل داشتن بار ارزش‌گذاری پیش فرض‌هایی با خود می‌آورد که منجر به پیش داوری می‌شود. این مساله از معضل سهل‌انگاری و ساده‌سازی یا زبان بازی متمایز است. اگرچه هر تلاشی برای تازه شدن واجد ارزش است؛ اما ممکن است موفق نباشد؛ مانند برخی رفتارها با زبان که نتیجه‌اش وهم افکنی یا خصوصی‌سازی است.

عباسی با اشاره به دلایل سهل‌انگاری گفت: از سوی دیگر سهل‌انگاری و ساده‌پنداری به دلیل در اختیار بودن ابزار کار، یعنی زبان، مشکل مشترک بسیاری از کسانی است که شاعر بودن را به چیدن و مرتب کردن کلمات تقلیل داده‌اند. این در واقع همان سلب فرصت از خود است. به تکرار بسنده کردن و تکرار را بزک کردن همیشه گریبانگیر شعر بوده و امروز بیش از هر زمان نمایان شده است. گویی جمعیتی ایستاده‌اند و از دریچه مشترک تکراری به جهان و مسایل نگاه می‌کنند. وقتی از لزوم حضور تجربه زیسته حرف می‌زنیم در واقع حرف از آفرینش جهان‌های فردی در میان است. جهان‌های موازی و بدیع و بی‌تکرار.

دلایل فراگیر شدن شبیه‌نویسی در شعر

شاعر مجموعه «آمدورفتِ مشعل‌ها» در ادامه گفت: به این نکته مهم توجه کنید که بیشتر معضل شبیه‌نویسی را در نثرهای شلخته و سهل انگار شاهدیم وگرنه نثر و زبان پخته که حاصل فردیت و برآمده از اندیشه است در چنین دامی گرفتار نمی‌شود. یکی از مشکلات و معضلات در ارتباط با شعر، کنارگذاری و پیش‌فرض‌ها و بدبینی‌هایی است که شاعران نسبت به سلایق و تجربه‌های غیر از سلیقه و تجربه خود روا می‌دارند. به نظر بازکردن دامنه مطالعه و خواندن شعر نحله‌های متفاوت و نامنطبق بر سلیقه و گمان شخصی، دریچه‌های تازه‌ای را خواهد گشود.

وی ادامه داد: مساله مهم دیگر که خود را به شکل انکار نمایان کرده است انقطاع دهه‌هاست. یعنی معمولا با عوض شدن یک دهه واکنش نسبت به شعر، نفی تجربه‌ها و بریدن از گذشته بوده است. با وجود این نمی‌‌شود منکر تاثیر گذاری شعر هر دهه بر روند شد؛ در واقع این فقط یک تلاش شخصی و گروهی از سوی شاعران نیست و به شرایط تاریخی، سیاسی و لاجرم سیاست‌گذاری و هژمونی رسانه‌ای ربط مستقیم دارد.

عباسی در پایان سخنانش گفت: دوباره تاکید می‌کنم، اپیدمی شبیه‌نویس است که تبدیل به عارضه شده و علت ریشه‌ای آن را می‌بایست به جای آنچه هست، در فقدان و آنچه مغفول مانده جست.

در ادامه حاضرین به بحث آزاد پرداختند که رحیم رسولی این جلسه را مفید اما نیازمند گفت‌وگوهای بیشتر و تخصصی‌تر دانست.

علیرضا فراهانی نیز پرسید عدم مبنای نظری و منشا فکری در شکل‌گیری این آسیب چقدر موثر است و در انتها مهران‌آبادی این بحث را مطرح کرد که آیا از طریق قدرت‌ها بسترهای این شبیه‌سازی اتفاق نمی‌افتند و مسیر شکوفایی را به سمت خاستگاه‌های خودشان سوق نمی‌دهند.

جلسات آسیب‌شناسی شعر امروز ایران ماهانه در  کتابفروشی پاراگراف کرج به همت ساجد فضل‌زاده و محمدعلی نوری برگزار می‌شود.

(منبع: ایبنا)

 

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها