با ما همراه باشید

تحلیل شعر

نگاهی کوتاه بر شعری از یانیس ریتسوس

منتشر شده

در

نگاهی کوتاه بر شعری از یانیس ریتسوس

نگاهی کوتاه بر شعری از یانیس ریتسوس

یک راوی سوم شخص (دانای کل) برای ما وضعیتی را شرح می‌دهد. اما این تمام ماجرا نیست که اگر بود صرفاً با یک گزارش که می‌توانست بریده‌ای از یک داستان باشد طرف بودیم.

این راوی سوم شخص، “شاعر” است و شاعر بودنش این روایت را “شعر” کرده است.

 

نگاهی کوتاه بر شعری از یانیس ریتسوس

نگاهی کوتاه بر شعری از یانیس ریتسوس

بررسی کنیم اِلِمان‌هایی را که این گزارش را وارد حیطه‌ی شعر می‌کند:

اولین آن‌ها مربوط به “سلاح” است. سلاح چیست؟

عینیتی که ابعاد و وزن و جنس دارد، آن را در دست می‌گیرید و با آن شلیک می‌کنید.

راوی (شاعر)، سلاح در دست شخص محاصره شده را “آگاهی پیش از موعود” می‌داند.

“آگاهی”ای را که مفهومی انتزاعی‌ست و نمی‌شود آن را در دست گرفت و لمسش کرد.

البته این آگاهی، آگاهی به معنای عام کلمه نیست بلکه شاعر آن را اختصاصی می‌کند:

آگاهی پیش از موعود. تصور کنید که دست خالی برابر گرگی ایستاده‌اید که سلاحش دندان‌های دهشتناک اوست.

شمای انسان به ظاهر دست خالی هستید اما آیا واقعا دستتان خالی‌ست؟ خیر.

شما آگاهید به حمله‌ی این گرگ. می‌دانید او حمله خواهد کرد. و این دانستن ممکن است منجر به واکنشی شود که شما را پیروز این نبرد کند. کار شعر همین است. نشان دادن چیزهایی که چشم ما قادر به دیدنشان نیست.

دومین لحظه‌ای که در آن شعر اتفاق می‌افتد، کجاست؟

سطر پایانی : چون در باز بود / نمیشد بازش کرد …

خودم را مجبور کرده ام که مختصر بنویسم و معاشقه‌ام با این سطر را کوتاه کنم : هنر مدرن، شعر مدرن، رسالتش آشنایی زدایی‌ست. دعوت است به دیدن از زاویه‌ای تازه. به فعلی ساده مثل “باز بودن” توجه کنید. مثلا در این جمله : در باز بود. از آن چه چیزی متوجه می‌شویم؟ متوجه می‌شویم که در بسته نیست و می‌شود از آن عبور کرد و مانعی وجود ندارد.

حال زوجی را تصور کنید در آستانه طلاق. مرد به خانه می‌رود. در را باز می‌کند. در به ظاهر باز می‌شود اما زن آن را در ذهنش بسته است. زن در اعماق وجودش از مرد بیزار است و ورود او به خانه را تاب ندارد. پس این در باز نشده است. پس باز شدن هم مثل آن سلاح که پیش‌تر ذکر شد، می‌تواند معنایی فراتر از آن چه در زندگی روزمره به کار می‌بریم داشته باشد.

در این شعر فرد محاصره شونده با “سلاح آگاهی” برخلاف چیزی که انتظار داریم، در را باز گذاشته است و این باز بودن برای مامورینی که برای دستگیری‌اش آمده‌اند از هر بسته بودنی، ترسناک‌تر و غیرقابل عبورتر است.
در باز است اما از آن عبور که کنند که با “آگاهی” و “شجاعت” و “شهامت” و “آرمان” و “از خودگذشتگی” طرف خواهند شد و این آن‌ها را می‌ترساند.

یک اثر هنری ادبی مدرن در شکل ایده‌آل، هدیه دهنده‌ی سوال است به مخاطب. این شعر هم سوالی در ذهن ما می‌کارد : باز بودن به چه معناست؟
ما پس از این شعر با این سوال درگیر می‌شویم و انسانی که با سوال درگیر است، برای جهان مفیدتر از انسانی‌ست که فقط جواب در جیب‌هایش دارد.

(علیرضا قاسمیان خمسه)

 

مطالب دیگر

  1. چند سروده از علیرضا قاسمیان خمسه
  2. چند سروده از یانیس ریتسوس
ادامه مطلب
1 دیدگاه

1 دیدگاه

  1. رحمانی

    17 خرداد 1398 در 9:47 ب.ظ

    عالی مرحبا

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها